نحوۀ تخاطب بنده با پروردگار در نماز
7میدانید سراب چیست؟ آیا تابستان در بیابان بودهاید؟ وقتی که نزدیک ظهر میشود، یک ساعت یا دو ساعت به ظهر، تابش آفتاب زیاد میشود. این آفتاب که از آن مکان دور روی زمین میتابد، آن ریگها و سنگها و حتّی خاکهای معمولی، درخششی مییابد و متلألئ میشوند و انسان خیال میکند که آن دورها آب است. انسان اینجا ایستاده است، ولی مثلاً در پانصد متر یا هزار متر آن طرف، میبیند که یک دریای آب یا یک دریاچۀ آب است؛ آب به تمام معنا، که هیچ تفاوتی با آب ندارد! او حرکت میکند که دستش به آن آب برسد، ولی هرچه جلو میرود میبیند باز هم این آب جلو میرود! پانصد متر میرود، باید به آب برسد، امّا آب هم پانصد متر جلو میرود! دومرتبه دنبال آب میرود و صد متر حرکت میکند، میبیند که باز هم آب جلو میرود! همینطور جلو میرود و آب هم جلو میرود، و تا هنگامی که آفتاب هست، این باید برود و آن آب هم میرود، و روزش تمام میشود و عمرش سر میآید و بالأخره از تشنگی میمیرد و دستش هم به آب نمیرسد! چون آن سراب بود، نه آب؛ آب نما بود، نه آب!
عالم وجود آب نما است، نه آب؛ عالم وجود، وجود نما است، نه وجود حقیقی و هستی و اصالت. ما دنبال این اشیاء میرویم و آنها را مستقل میپنداریم و برای آنها ارزش قائل میشویم و همینطور عمرمان سر میآید! مثلاً میگوید: الآن بروم تا به آن مقام برسم! وقتی میرود که به آن برسد، میبیند که نه، آن باز هم جلوتر رفت، میگوید: حالا فلان کار را بکنم شاید برسم! فلان کار را هم میکند و میبیند که بهدست نیامد! سپس فلان کار، سپس فلان کار، و همینطور... . تمام افراد بشر همینطور هستند! در نظر یک نفر، آن آبی که باید او را سیراب کند زن است، برای یکی بچّه است، برای یکی علم است، برای یکی تجارت است، برای یکی سلطنت است، برای یکی مقام است، برای یکی مال است، برای یکی جاه است، برای یکی شجاعت است و... . همۀ اینها سرابهایی میشود که برای انسان جلوه میکند و انسان هرچه میرود که مقداری از اینها را بهدست بیاورد، نمی تواند و یک قطره هم انسان را سیراب نمیکند! آخر فرض این است که آب دروغین است، آب دروغین در مقابل آب حق است، و آب حق انسان را سیراب میکند. شما یک قطره آب از این لیوان آبی که در اینجا است، در دهانتان بریزید سیراب میشوید؛ امتحانش هم مجانی است! اگر یک قطره آب هم بریزید قدری زبانتان را تر میکند؛ ولی اگر هزار سال هم آب بگویید، وجداناً و عیاناً سیرابتان نمیکند! خداوند اینطور میفرماید: ای پیغمبر! تمام این افرادی که دنبال اهواء دنیوی میروند و مقاصد دیگری غیر از مقصد حق دارند و ادیان مختلفی دارند، از یهود و از نصاریٰ و از مشرکین و از ملحدین و از افراد دنیا پرستی که آنها مسلمان هستند امّا هدفشان و مقصد اصلیشان دنیا است، همۀ اینها دستشان خالی است! اینها تا آخر عمر میدوند برای اینکه سیراب بشوند، ولیکن نمیشوند! مبادا تو به دنبال آنها بروی! اگر دنبال آنها بروی ظالم خواهی بود؛ یعنی دست از آب برداشتهای و دنبال سراب رفتهای، و آب حقیقی را که خدا به تو داده است نخوردهای و دنبال آب باطلی رفتهای که در آن جنبۀ حیات و صفایی نیست!

