نحوۀ تخاطب بنده با پروردگار در نماز
3کیفیّت توجّه به ذات الهی در نماز و نظر غیر استقلالی به الفاظ و معانی
پس قرائت و مخارج لازم است، ولی اینها بایستی آنقدر ملکۀ انسان بشود که عبوراً از آن بگذرد و متوغّل در معنایش باشد؛ بلکه در معنا هم نماند و معنا ملکهاش بشود و نظر عبوری در آن معنا داشته باشد، و در حال نماز غیر از توجّه به خدا چیزی نباشد! انسان نه توجّه به لفظ داشته باشد و نه توجّه به معنا؛ توجّه باید به خدا باشد و معانی همینطور میآید و از ذهن میگذرد، و آن معانی هم با لفظ صحیح از ذهن میگذرد: ﴿إِيَّاكَ نَعۡبُدُ وَ إِيَّاكَ نَسۡتَعِينُ﴾!
الآن که بنده دارم با آقایان صحبت میکنم، هیچ دیدهاید که مثلاً در این کلمات اشتباه کنم؟! کلمات درست دارد میآید؛ یعنی وقتی میخواهم بگویم: «کلمات درست دارد میآید»، لفظ «کلمات» هست، «درست» هست، «دارد» هست و «میآید» هست. همۀ این کلماتی که میآید، معنا دارد؛ یعنی تا ذهن و نفس من تصوّر معنایی را نکند و آن معنا به قوّۀ عاملیّۀ نفس تنازل نکند، تبدیل به لفظ نمیشود. آن معانی هم مرتّب و بدون اشتباه در ذهن میآید؛ اگر اشتباه باشد، انسان مثل دیوانهها صحبت میکند و پَرت میگوید! مثلاً میخواهد بگوید: «کلمات درست دارد میآید»، ولی یک چیز دیگر میگوید! فرق بین عاقل و غیر عاقل همین است؛ عاقل آن کسی است که هر کدام از معانی را درست بر سر جای خودش استخدام میکند، ولی غیر عاقل اینطور نیست.
همچنین انسان اصلاً روی آن معانی معطّل نمیشود؛ مثلاً من که الآن میخواهم این معانی را استخدام کنم و برای آقایان بیان کنم، هیچ مسئلهای نیست و توجّهم کاملاً به شما است و صد در صد مخاطبم شما هستید. آن معانی دقیق و لطیف که در ذهن استخدام میشود، بدون اینکه مخاطب از بین برود و از مخاطب غفلت بشود، در ذهن میآید و به امر و ایجاد نفس، تبدیل به لفظ میشود؛ مثل یک کامپیوتر، که البتّه هزار کامپیوتر و دستگاه صنعتی به گرد آن نمیرسد! همچنین هیچکدام از این لفظها هم اشتباه نمیشود، درحالتیکه شما مخاطب هستید.

