
مراقبه؛ تزكیه و مواظبت در سیروسلوك
تبیین اصول مهم سیروسلوک از منظر علامه طهرانی
مراقبه؛ تزكیه و مواظبت در سیروسلوك
8٥. دوام ذکر: یعنی پیوسته انسان در دلش باید یاد خدا باشد و به فکر خدا باشد و وجب به وجب از ساعاتش مورد نظرش قرار بگیرد، چقدر از عمرم گذشته؟ و نمیدانم چقدر باقی خواهد ماند یا چه موقع سرمیآید؟ افرادی مثل ما بودند و حرکت کردند و رفتند و رسیدند، هزاران نفر هم مثل ما بودند و پایشان در گِل فرو رفته و گیر کرده و هی به «سَوف» و «سین» و «لیت» و «لعلّ» گذراندند و عمرشان سرآمده و بالأخره با دست خالی رفتند.
و این مراقبه که عبارت است از این امور، حکم پرهیز و شرائط را دارد برای آن مریضی که تحت معالجۀ پزشکی است؛ و آن دارویی که به او میدهد، عملیّهای که میخواهد انجام بدهد، متوقّف بر این است که مثلاً این مریض قبل از عمل چیزی نخورد؛ اگر یک قدری چیزی بخورد یا اینکه آب در معدهاش باشد، خُب، در اثرِ آن داروی بیهوشی ممکن است خفه بشود؛ پزشک میگوید: نباید چیزی بخوری! در بالای تختش هم شب میزنند که صبح ناشتا! هیچ چیز نباید بخوری! حالا او نمیتواند بگوید یواشکی ما اینجا یک جرعه آب میخوریم یا فلان میکنیم، إن شاء اللَه او نمیفهمد.
جلوی انسان را که نگرفتهاند، دست انسان را که نگرفتهاند، انسان خودش میتواند بلند شود آب بخورد، ولی این آب خوردن او را تهدید به مرگ میکند و با این عمل استقبال خطر برای خودش کرده است. اگر مطمئن است که آن طبیب راست میگوید و درست میگوید و این دستگاه و این بیمارستان دارای اساسنامه و نظامنامههای درستی است، هرکس وارد میشود خواهی نخواهی باید بر آن اساس عمل کند تا نتیجه و منظور از این مُستَشفی و بیمارستان که مریض آمدن و سالم بیرون رفتن هست، بهدست بیاید؛ و الاّ بهدست نمیآید.
سکوت افکار انسان را جمع میکند و حرف زدن پخش میکند، و این دو راه متعاکس است. من باب مثال انسان میخواهد رو به مشرق برود باید سکوت اختیار کند و اگر سکوت اختیار نکند کأنَّه در طرف مغرب دارد حرکت میکند. انسان که سکوت میکند افکارش در خودش جمع میشود؛ آن مطلوبی که در انسان به صورتهای متفرّق و شکسته و کثیر جلوه میکند، همه کمکم جمع میشود، و به واسطۀ آرام گرفتن نفس در اثر سکوت آن شکستگیها و موجها از بین میرود؛ انسان نفس را تماشا میکند که این آب در نفس آرام گرفته و ساکن و صامت شده و عکس ماه و خورشید در او میدرخشد.
