
مراقبه؛ تزكیه و مواظبت در سیروسلوك
تبیین اصول مهم سیروسلوک از منظر علامه طهرانی
مراقبه؛ تزكیه و مواظبت در سیروسلوك
7روایت داریم:
ملائکه نماز انسان را به مقداری که در آن حضور قلب دارد بالا میبرند، آن مقداری که حضور قلب ندارد بالا نمیبرند؛ و ملائکه نماز انسان را بالا میبرند و همینکه به آسمان اوّل میرسد میگوید: این نماز را برگردانید و بزنید بر سر خوانندهاش! زیرا که در نماز به غیر ما توجّه داشت و او غیر ما را در این نماز شریک قرار داد. و خدا میفرماید: من شریک خیلی خوبی هستم و لذا سهمیّۀ خودم را هم به آن شریک میدهم؛1
ما محتاج این نماز نیستیم.
چه بسا دیده میشود که انسان در خارج زیاد عمل انجام میدهد و نتیجهاش کم است، به واسطۀ همین جهت است که باید انسان این مسائل را مراعات کند.
مراقبه؛ شرط اصلی تاثیر اعمال
من یک روز از حضرت علاّمۀ طباطبایی سؤال کردم که «فلان عمل در چه صورت مؤثّر است یا چگونه مؤثّر است؟» ایشان فرمودند: «با مراقبه! مراقبه!» بعد خودشان تفسیر کردند که میدانید مراقبه معنایش چیست؟ یا اینکه مراقبه معنایش این است که:
صمت و جوع و سهر و عزلت و ذکری به دوام *** ناتمامان جهان را کند این پنج تمام یعنی حتماً برای تحقّق این مراقبه عمل به این امور لازم است که عبارت است از:
١. صَمت: یعنی سکوت.
٢. جوع: یعنی گرسنگی، و تنظیم غذا، خودداری کردن از زیاده روی و امثال اینها؛ و روزه که معلوم است حدّ أعلی و أکمل است، به شرط اینکه در موقع افطار یا در موقع سحر تدارک مافات نشود و آنقدر انباشته نشود تا اینکه تمام آن آثار روزه از بین برود.
٣. سهر: بیداری آخر شب است. اصلاً سالک که آخر شب و بین الطّلوعین بیدار نباشد به جایی نمیرسد، هزار سال هم زحمت بکشد، فایده ندارد. این دستور اساسی است!
٤. عُزلت: یعنی دوری از أبناء دنیا و أهواء و آراء مردم دنیا پرست و کسانی که همّشان بهدست آوردن مال و جاه و اعتبار است؛ گرچه مسلمانند و نماز میخوانند، ولی دردِ دین ندارند، دردِ خدا ندارند، دردشان همین مسائل زندگی و اجتماعی و امثال اینهاست. برخورد با اینها انسان را خسته میکند، کسل میکند و روح را از بین میبرد.
- الکافی، ج ٢، ص ٢٩٥.
