در حال بارگذاری... ...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

مراقبه؛ تزكیه و مواظبت در سیروسلوك

تبیین اصول مهم سیروسلوک از منظر علامه طهرانی

15673
جلسات
نسخه عربی

مراقبه؛ تزكیه و مواظبت در سیروسلوك

5
  • ما در مدرسۀ «سیّد» با ایشان حجره داشتیم (البتّه دو حجره)، و وقتی که آقا شیخ محمّد تقی خدمت مرحوم قاضی ـ رحمة اللَه علیه ـ‌ رسید و دستورات گرفت، ایشان دیگر همیشه وقتی که می‌خواست از مدرسه برود برای درس و برگردد، عبا را به سر می‌کشید که در راه کسی اصلاً با او برخورد نکند و صحبت نکند و او را به سلام و علیک مشغول نکند.

  • و بعد می‌فرمودند: 

  • به قدری ایشان در این مراقبه شدید بود که وقتی می‌خواست به مدرسه بیاید و به حجره‌اش برود، از آن دری که دالانِ پشت مدرسه به طرف اطاق بالا و فوقانی پلّه داشت، از آنجا می‌رفت نه از داخل صحن مدرسه، که به کسی برخورد نکند. و اینها هم مال یکی و دو روز نیست، مال هفت سال تمام است، ایشان این کار را می‌کرد! خُب، نتیجه‌اش را هم خودشان می‌بردند.

  • ما در همین چند سالۀ اخیر در طهران یک ‌روز با یکی از علما برخورد کردیم که سابقه داشتیم؛ یکی از علماء تبریز بود که در طهران ساکن شده بود و دارای پست و مقامات هم بود؛ و البتّه ارتباطات ما را با علاّمه طباطبایی کاملاً می‌دانست. او به عنوان شکایت و گلایه از حضرت علاّمه می‌گفت که:

  • ما با اینکه با ایشان همشهری بودیم و در نجف هم تحصیل می‌کردیم، ولیکن اصلاً ایشان و برادرش راه به ما نمی‌دادند و سرشان را می‌انداختند پایین. وقتی برای درس می‌خواستند در بازار بروند یا برگردند، به این‌طرف و آن‌طرف نگاه نمی‌کردند، پایین را نگاه می‌کردند، مثل اینکه اصلاً ما آدم نیستیم.

  • بله! او به عنوان گلایه می‌گفت؛ یعنی به عنوان شکایت یا مثلاً تعریض. ولی خُب او چه می‌داند که آن کسی که خودش و برادرش که در آن‌وقت در آنجا طلبه هستند و سنّشان در حدود بیست و چند سال هم بیشتر نیست ـ آن برادرشان آسید محمّد حسن هم که از ایشان پنج سال کوچک‌تر بود ـ اینها چرا با این و آن صحبت نمی‌کنند؟ چرا این‌طرف و آن‌طرف را تماشا نمی‌کنند؟ چرا خودشان را مشغول نمی‌کنند؟ با اینکه نفس انسان دوست دارد که این‌طرف و آن‌طرف را تماشا کند، صحبت کند، اختلاط کند، ...