احکام قصاص و دیات
4عاقله چهار دسته هستند:
اوّل اقوامی که با این شخص جنایتکننده از طرف پدر رابطۀ خویشاوندی دارند، مثل برادر پدری، برادر پدر و مادری، عموی پدری و عموی پدر و مادری؛ اینها را عاقله میگویند. امّا برادرِ مادریِ تنها، یا عموی مادری یا دایی، اینها جزء عاقله نیستند و نباید این دیه را بپردازند.
در درجۀ دوّم، کسی که این شخصِ جنایتکننده را آزاد کرده است؛ یعنی اگر این شخص غلام بوده و او را آزاد کرده است، باید از عهدۀ دیۀ جنایتِ خطائیِ او بر بیاید.
در وهلۀ سوّم، ضامن جریره؛ یعنی آن کسی که ضامن جرائر او شده است،1 باید از عهده بر بیاید.
در مرحلۀ چهارم، امام علیه السّلام باید از عهدۀ این دیه بر بیاید و آن را از بیتالمال مسلمین بپردازد.2
برای اینکه این مسئله روشن شود مثالی میزنیم: شخصی به شخصِ دیگر یک جنایت خطائی وارد کرد و آن دیگری از دنیا رفت یا اینکه یکی از اعضاءِ بدن او از بین رفت و در این صورت بر او دیه تعلّق گرفت. در اینجا آن دیه را حساب میکنیم؛ اگر دیۀ کامل باشد تقریباً سیصد هزار تومان میشود3 و اگر دیۀ اعضا و جوارح باشد، مختلف است. بر فرض اینکه دیۀ کامل، یعنی سیصد هزار تومان باشد، باید آن را به وُرّاث مجنیٌّعلیه بپردازند.
اوّل این دیه را بینِ اقوام پدری (عَصَبه) قسمت میکنند. بعضی از علما و فقها میگویند که: «پدر و اولاد شخص جانی هم جزء عَصَبه هستند و آنها هم باید دیه را بپردازند.»4 و بعضی میگویند که: «این دو دسته استثنا هستند و جزء عَصَبه نیستند.» یعنی پدر و اولاد نباید در دیۀ خطائی شرکت کنند.5 در هر صورت طبق نظریّۀ خود بینِ اقوام پدری قسمت میکنند؛ مثلاً به پدر شخصی که جنایت کرده است میگویند که او چهل هزار تومان بدهد؛ دو تا برادر هم دارد، به آنها میگویند شما دو نفر شصت هزار تومان بدهید و مجموعاً صد هزار تومان میشود؛ چند تا عمو هم دارد، مثل عموی پدر و مادری و عموی پدری، بین آنها هم قسمت میکنند و مثلاً صد هزار تومان به حساب آنها میگذارند؛ بعد آن صد هزار تومانِ دیگر را بین اولاد آن عمو یا افرادی که از نقطۀ نظر طبقات قِسم از آن عمو یک درجه دورتر هستند، قسمت میکنند؛ بنابراین تمام این سیصد هزار تومان بین اقوام پدری که از نقطهنظر پدر با این شخص جنایتکننده قوم و خویشی داشتهاند قسمت میشود. این درجۀ اوّل است که آن را «عَصَبه» میگویند.
- لغتنامۀ دهخدا: «ضمان جریره: قراردادی است که به موجب آن، شخصی در مقابل شخص دیگر متعهد میشود که او را کمک کند و خسارات ناشی از جرم او را به عهدۀ خود گیرد و در عوض، وارث او باشد.»
- وسائل الشیعة، ج ٢٩، ص ٣٩٢.
- این مجلس در ماه رمضان سال ١٣٩٨ه . ق بیان شده است. (محقّق)
- السّرائر، ابنادریس حلّی، ج ٣، ص ٣٣١؛ شرائع الإسلام، محقّق حلّی، ج ٤، ص ٢٧١؛ الجامع للشّرائع، یحیی بن سعید حلّی، ص ٥٧٣.
- الخلاف، شیخ طوسی، ج ٥، ص ٢٧٨؛ المبسوط، شیخ طوسی، ج ٧، ص ١٧٣؛ المهذّب، ابنبرّاج، ج ٢، ص ٥٠٣.

