احکام ضمان
3در عقد ضمان، شخص ضامن و مضمونله ـ که برای او ضمانت شده است ـ حتماً باید بالغ، عاقل، مختار و رشید باشند.
بالغ یعنی بچّه و کودک نباشند؛ چون ضمانت آنها باطل است. عاقل یعنی دیوانه نباشند. مختار یعنی این ضمانت به جَبرِ جابر یا به اکراهِ کسی صورت نگرفته باشد و ضامن از روی میل و اختیار، خودش اراده کرده و ضمانت کرده و آن مضمونله هم راضی شده است. رشید یعنی فکر ضامن و مضمونله به این عقد ضمان برسد و فکرشان مثل بعضی از افرادی که سفیهاند و رشد فکری ندارند، آنقدر ضعیف نباشد؛ چون اگر این افراد ضمانت کنند ضمانتشان باطل است.
پس بنابراین در عقد ضمان ـ که گفتیم سه رکن دارد ـ باید در ضامن و مضمونله (آن کسی که ضمانت برای او شده است) این شرایط وجود داشته باشد.
امّا در مضمونعنه (آن کسی که از طرف او ضمانت شده است) لازم نیست این شرایط وجود داشته باشد؛ پس اگر او کودک باشد، دیوانه باشد، مختار نباشد یا اینکه رشد فکری نداشته باشد، ضمانت از طرف او عیب ندارد.
وقتی مدیون، بالغ و عاقل و رشید نیست ـ مثلاً کسی از یک طفل غیر بالغ یا دیوانهای مقداری طلب دارد ـ انسان میتواند از طرف او ضامن بشود، و آن کسی که طلبی از او دارد میتواند قبول کند و انسان ضمانت او را بکند. پس اگر خودِ آن مضمونعنه ـ که انسان از طرف او ضمانت کرده است ـ دارای شرایط رشد و عقل نباشد اشکالی ندارد.
در عقد ضمان، دو طرف لازم است، یعنی ضامن و مضمونله؛ و اگر مضمونعنه اطّلاع هم پیدا نکرد اشکالی ندارد. مثلاً من برای شما وجهی را که از زید طلب دارید ضامن بشوم، اگر زید مطّلع هم نباشد اشکالی ندارد؛ چون برای عقد بستن فقط ضامن و مضمونله لازم است.
ضامن به هر لغتی که میخواهد، ایجابِ صیغه میکند و میگوید: «من فلان مقداری را که شما از زید طلب دارید ضمانت کردم، تعهّد کردم و بر گردن خود گرفتم.» و یا با هر لفظی که معنی ضمان را برساند؛ مضمونله هم میگوید: «قبول کردم.» تمام شد.

