در حال بارگذاری... ...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

به دست آوردن دل پدر و مادر، كلید راه خدا ومعرفت الهى

14390
سال 1424
نسخه عربی

به دست آوردن دل پدر و مادر، كلید راه خدا ومعرفت الهى

5
  • یک نماز از تو قضا شد این سفر تو باطل شد حالا برو صد برابر استفاده بیاور، پول‌ها را بریز روی هم، پول برای تو خیر بوده یا آن‌چه که در نفس تو قرار گرفته و الان با تو است برای تو خیر است؟ این پول که جداست دو متر با هم فاصله دارید حالا تا سقف هم رسیده، بالاخره با هم فاصله دارید، می‌گویید نه، دو نفر می‌آیند چاقو را درمی‌آورند اسلحه را درمی‌آورند می‌گویند آقا ما همه‌ی اینها را می‌خواهیم ببریم! حالا نگهش دارید! هیچی همه را برمی‌دارند می‌برند، مگر نمی‌برند؟ این دزدی‌هایی که می‌شود چیست دیگر؟ می‌آیند تهدید می‌کنند آقا هر چه در جیبت داری بده، هر چه در مغازه داری بده، هر چه می‌خواهی هر کار بکنی بده، معلوم است اینها برای انسان خیر نیست. خیر چیست؟ آن چیزی است که با انسان است و شرّ آن چیزی است که با انسان است و با ما معیت دارد و همین جا که نشستیم معیت دارد بیرون هم برویم معیت دارد و با ما اتحاد دارد حالا باید ببینیم، همانی که پیغمبر فرمودند، تخیر خلیطا من فعالک انما، قرین الفتى فى القبر ما کان یفعلُ‌1 حضرت فرمودند خیر و شر عبارت است [از] آن ملکات و صفات و کارهایی که انجام دادی و او با تو است و دست از سر تو برنمی‌دارد این را به آن می‌گویند خیر و شر.

  • عمل خیر بوده موقعیت تو در خیر است عمل بد بوده موقعیت تو در شر است والا پول به دست بیاوریم نخیر فردا دزد می‌آید می‌زند فردا می‌آید می‌زند. ما یک وقتی یک جایی رفته بودیم با یکی دوتا از رفقا و دوستان، در موقع برگشت یکی از اینها یک مبلغی پول داشت ارز و اینها داشت گفتند حالا این اگر می‌خواهد برود، فلان این حرف‌ها حالا کجا بگذارد؟ چطور مثلا ....؟ ممکن است از او بگیرند ممکن است بر او ایراد وارد بشود یکی در آن‌جا بود گفت آقا این را بگذارید در چمدان، وقتی این چمدان می‌رود کسی نگاه نمی‌کند، مبلغ قابل توجهی هم بود بنده خدا، این را برداشته بود گذاشته بود در چمدان، وقتی به مقصد رسیدیم دیدیم در چمدان باز است! رنگش پرید! عجب! قفل هم داشت قفل را باز کرده بودند قشنگ آن درب زیری را حالا لابد دیده بودند با این وسایل امروزی .....، تمام را تا آن یک شاهی آخر برداشته بودند، بقیه‌ی کاغذها را قشنگ گذاشته بودند سر جایش، آن را که به درد ما می‌خورد برداشتیم خیر است برای ما و برای شما خیر نبود، ما برداشتیم آن کاغذها و آن چیزهایی که برای ما خیر نیست و برای شما خیر است آنها را ما برای شما باقی گذاشتیم. خب این هم از این. حالا تو دو برابر کسب کردی و آمدی چکار کردی به امام صادق می‌گویی ما رفتیم این قدر هم تجارت کردیم پس چرا استخاره [بد] درآمد؟ خب بفرما دیگر، قشنگ خوب ....

    1. الأمالى (للصدوق)، ص ٣.