در حال بارگذاری... ...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

قابلیت رسیدن به بالاترین مدارج کمال برای همه انسان ها

14527
سال 1424
نسخه عربی

قابلیت رسیدن به بالاترین مدارج کمال برای همه انسان ها

2
  •  

  •  

  • أعوذُ بِاللَه مِنَ الشَّیطانِ الرَّجیم‌

  • بِسمِ اللَه الرَّحمَنِ الرَّحیم‌

  • وصلَّى اللَه عَلَى سیدنا و نبینا أبى‌القاسم مُحَمّدٍ

  • وعلى آله الطّیبین الطّاهرین و اللعنة عَلَى أعدائِهِم أجمَعینَ‌

  •  

  •  

  • الهی ربیتنی فی نعمک و إحسانک صغیرا و نوهت باسمی کبیرا فیا من ربانی فی الدنیا بإحسانه و تفضله و نعمه و اشار لی فی الآخرى الی عفوه و کرمه معرفتی یا مولای دلیلی علیک و حبی لک شفیعی إلیک.

  • عبارت فیا من ربانی فی الدنیا باحسانه و تفضلّه و نعمه را دو جور می‌شود قرائت کرد، فیا من ربانی، هم می‌توانیم بگوییم که این عبارت در محل مفعول برای أدعو یا اخُصُ یا أعنی، مُقَدَّر است معنای عبارت این‌طور می‌شود فأدعوک یا من ربانی فی الدنیا باحسانه و تفضله پس من تو را می‌خوانم، حالا که مسئله این‌طور هست حالا که تو مرا تربیت کردی در نعم خودت و در احسان خودت و در بزرگی مرا در میان مردم ممدوح گردانیدی حالا که این‌طور است پس من تو را می‌خوانم و التجاء به تو می‌آورم ای کسی که این‌طور هستی.

  • و هم می‌توانیم بگوییم که، فیا من ربانی فی الدنیا، این ندای در حکم علت برای جمله بعد است، این منادی حکم علت را دارد و زمینه‌ساز برای جمله‌ی بعد است و از باب تعلیق حکم به وصف که مشعر به علیت است این‌جا جنبه تعلیل برای جمله بعد را پیدا کرده است که همان عبارت است از، معرفتی یا مولای، ای کسی که مرا تربیت کردی در دنیا و در آخرت اشاره و هدایت به عفو خود کردی بدین جهت معرفتی دلیلی علیک، معرفت من دلیل من است بر تو، شناخت من همین است.

  • عرض شد دیشب [که‌] خدای متعال همه را تربیت کرده است بر همان نسق و به طوری که مورد خواست هر کسی است. تربیت او به دست خدا است و او رشد می‌دهد و او زمینه برای هدایت انسان را فراهم می‌کند و دیشب عرض شد واقعا اگر ما خودمان را جای سایر افراد قرار بدهیم آن افرادی که دنیا آنها را فراگرفته جاذبه‌های دنیا آنها را گول زده و از نعمت قرب به خدا آنها را محروم کرده، واقعا ما خودمان را جای آنها قرار بدهیم، همین الان، همین الان یک مقایسه‌ای بین خودمان و بین سایر افراد بکنیم آیا الان که ما در اینجا نشستیم از رسیدن به آن جاذبه‌ها و التذاذات نفوس دیگران عاجزیم؟ دست ما را بستند؟ نه! کسی دست ما را نبسته آیا کسی ما را در این‌جا حبس کرده؟ آیا کسی فکر ما را و نفس‌ ما را در تحت قوای غیرعادی و تسخیر ارادی خودش درآورده؟ نه! بنده که یک همچنین کاری نکردم کسی دیگر این‌جا کرده نمی‌دانم، ما که نکردیم یعنی بلد هم نیستیم از این کارها، نه بلدیم نه کردیم. کسی کسی را این‌جا حبس نکرده و به زور کسی را این‌جا نیاورده هر کدام از شما الان به زور آمدید در اینجا بلند شوید، بنده ببینیم که چه کسی اینجا به زور آمده؟ و برای کسی نامه‌ی دعوت فرستاده نشده، برای کی فرستاده شده بلند شود بایستد؟ برای همه فرستاده شده منتهی نه این دعوت ظاهری! اگر فرستاده نمی‌شد من و شما نمی‌آمدیم این‌جا. همین دعوت ظاهر را کار داریم دیگر و تشویق هم نشده.