در حال بارگذاری... ...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

قابلیت رسیدن به بالاترین مدارج کمال برای همه انسان ها

14527
سال 1424
نسخه عربی

قابلیت رسیدن به بالاترین مدارج کمال برای همه انسان ها

6
  • علی کل حال این دأب بنده بوده ما هم نسبت به ایشان و مرام ایشان یقین داشتیم مطمئن بودیم الان هم مسئله همین‌طور است در عین حال به هیچ وجه ما عنوان نمی‌کنیم که حق با مبانی ما هست و در غیر از این‌جا نیست، نخیر! احتمال داد هزار جا، ده هزار جا، صد هزار جا، افرادی اشخاصی گروه‌هایی شعبی مللی شخصیت‌هایی وجود داشته باشند که بهتر از ما ادراک کنند و بهتر از ما بفهمند اما ما به این مطالب نرسیده‌ایم و تا وقتی که بر مبنای خود یقین داریم موظف و مکلف هستیم که از این مبانی متابعت کنیم این است و به هیچ وجه مسئله این‌طور نیست که مثلا تصور بر این بشود که انحصاری در این جا قائل هستیم و غیر خود را طرد و نفی می‌کنیم اگر هم شخصی این مطلب را بگوید مسئله بر عهده خود او است دیدگاه ما نسبت به مطلب همین است که عرض شد.

  • اما یک نکته است و آن این‌که در محدوده اطلاعاتی که ما داریم بهتر از این مبانی را پیدا نکردیم این مسئله است در محدوده شعور و فهم و معرفتی که ما داریم، از این مبانی که خدای متعال به واسطه بزرگانش در اختیار ما قرار داده است ما [بهتر] پیدا نکردیم ما پیدا نکردیم. امروز در ضمن گفتار و کتابی که در جلد دوم عنوان بصری بود داشتم می‌نوشتم، راجع به ضرورت اتخاذ استاد کامل و متابعت از دستورات استاد کامل رسیدم این‌جا را می‌خواستم یک قدری توضیح بدهم و شرح بدهم یک تکه‌ای از مقدمه رساله لب اللباب مرحوم آقا من ذکر کردم، خیلی برای من .....، با این‌که من بارها این را خواندم ولی نمی‌دانم چرا این دفعه این قدر جالب بود و خیلی جذب کرد مرا، راجع به مرحوم آقای مطهری ایشان صحبت می‌کردند، راجع به اولیای خدا که آنها بعد از رسیدن به مبانی علمی و درجات عالی علم، مثل مرحوم صدرالمتألهین که از نقطه نظر فلسفه و فهم و ادراک و تجرد عقلی به بالاترین مراتب تجرد عقلی و کمال عقلی رسیده بود چه طور بزرگانِ از علم و فقها حالا چه برسد به سایر افراد مردم که اصلا آنها وارد در مسائل علمی نیستند و به مسائل دنیوی و حرفه‌های دنیوی خودشان را مشغول کردند چه برسد به آنها اینها بعد از گذراندن از دوران‌های ممتدّ ممارست علمی و فقاهتی و فلسفی و تفسیری تازه یاد مسائل خودشان می‌افتند و یاد نقائص خودشان می‌افتند و یاد خلأهای وجودی خودشان می‌افتند و یاد بیچارگی‌های خودشان و یاد بدبختی‌های خودشان و یاد درماندگی‌های خودشان می‌افتند و به دنبال چاره از این در به آن در، از این شهر به آن شهر، دنبال یکی می‌گردند که بیاید درد آنها را دوا کند بزرگان طریق که اینها وارد مسائل سیر شدند اکثر اینها پس از گذراندن از مراتب و مراحل علمی بوده نه از ابتدا.