قابلیت رسیدن به بالاترین مدارج کمال برای همه انسان ها
5همین حرف را ما الان رفقا با هم داریم نسبت به راه و مسیری که برای ما تعیین شده است ما یقین داریم مسیر مسیر اولیای خدا است و پیروی از دستورات اولیای خدا بر اساس مبانی که از آنها به ما رسیده است، بر آن اساس. تا وقتی یقین هست انسان باید اطاعت کند وقتی یقین از بین رفت جای خود را به مطلب دیگری تغییر داد خب آن موقع انسان تکلیف دیگری دارد، آن موقع انسان مسئلهی دیگری را باید در نظر بگیرد به مقتضای یقین خود در آن موقع. و این اصل اساس در زندگی است آن حجر اساسی و آن محور اساسی در همه حرکتهای شخصی و اجتماعی باید بر این اساس باشد. تا وقتی انسان نسبت به یک مسئله اطمینان دارد نباید از اطمینان خودش دست بردارد و نباید هم دریچه قلب خود را به روی مطالب دیگر ببندد، نه این هم غلط است. همیشه انسان باید از مسائل و مطالب دیگر استقبال کند و مطالب را بشنود.
این که من الان در اینجا به ضرس قاطع دارم با شما صحبت میکنم به جهت این است که حال و هوای من همیشه اینطور بوده، من در زمان خود مرحوم آقا به مرحوم آقا تعصب نداشتم چون آقا است پس بنابراین هرچه میگوید باید قبول کرد و کسی دیگری هم نباید باشد و این شخصیت در این قالب همین است و جز این نیست، نخیر! بنده تعصب نداشتم حالا دیگران بودند و در حال و هوای خودشان اطلاع ندارم، هر کسی با خدای خودش حساب و کتابی دارد تکلیفی دارد، بنده اینطور نبودم پیش مرحوم آقا نسبت به بعضی از کارهایی که انجام میشد بنده اعتراض داشتم و ایشان جواب بنده را میدادند، میگفتم این قضیه. و در بعضی از موارد ایشان مسئله را به یک نحوی تأیید میکردند. این همیشه حال من بود و از این نقطهی نظر هم میدیدم ایشان تأیید میکنند، نه این که حالا این یک مسئلهای ....، شاید این مطلب از نقطه نظر دیگران یک نوع آزادی غیرصحیح و یک نوع حریت غیرمسئولانه در قبال مسائل سلوکی تلقی میشد یا بشود اما علی کل حال بنده اینطور بودم و تأیید ایشان را هم میدیدم نه اینکه فقط مسئله صرف برداشت شخصی من بود و در خیلی از موارد هم میدیدم نظر ایشان با نظر من مخالف است ولی در عین حال ایشان میگفتند با اینکه مسئله اینطور است شما اینطور عمل بکن یعنی مسئله اینطور است و ما هم قبول میکردیم یعنی در مسائل اجتماعی ..... و من میدیدم که ایشان نظرشان غیر از آن است که ابراز میکنند و وقتی من صحبت میکردم ایشان میفرمودند در عین حال شما این کار را انجام بده، خب این مشخص است که یک دیدگاه دیگری در اینجا حاکم است ولی بنده همینطور بودم الان هم همینطور هستم یعنی هیچ مسئله تفاوتی در اینجا نکرده و راجع به این قضیه حکایات بسیار زیادی هم داریم خیلی در زمان حیات ایشان، این مسئله خیلی مورد ابتلا بوده که انسان همیشه کارش را بر اساس اطمینان و بر اساس یقین میبایست انجام بدهد و از روی فهم و از روی ادراک باید مطلب را انجام بدهد و خود ایشان نسبت به مرحوم آقای حداد چه مسائلی را داشتند بماند.

