کیفیت تربیت خداوند متعال و اولیاء الهی
6همین امروز بعدازظهر من استراحت کرده بودم کتاب امامشناسی بچهها آورده بودند مطالعه کنند، من گرفتم کتاب را همینطوری باز کردم نگاه میکردم، همین کتاب امامشناسی، دیدم آقا چه مسائلی واقعا در آن هست که ما غافل هستیم؟ جلد اول کتاب ایشان، واقعا برای کسی که بخواهد مطلب بفهمد واقعا برای کسی که بخواهد به نکته برسد واقعا مطالب ایشان دیگر تمام کرده قضیه را، مسئله را چیزی باقی نگذاشته یعنی دیگر چیزی باقی نگذاشته. آن وقت ایشان آمدند از روی اخلاص از روی عِرق، از روی صمیمیت، آمدند توضیح دادند مسائل را بیان کردند بعد در آنجا تأیید کردند، کتاب کتابِ نقدِ مشفقانه است نه نقد مغرضانه و معاندانه، مشفقانه است که ما اینطور کردیم اینطور بهتر است اینجور باید انجام بشود، آن وقت ببینید آقا میرود بالای منبر و قشنگ! فقط اسم نیاورده بود، همین دیگر، کتاب خصوصیات فلان این چیزها همین یکی، همین یک کتاب است دیگر، دیدگاه مختلف نسبت به مسئله.
این قضیه چیست؟ چه میشود [که] این مسئله اینطور میشود؟ آن کسانی که خواندند و تعریف کردند آنها که سلولهای مغزی آنها با سلولهای شما تفاوت نداشت و آنها افراد کودن و ابله که نبودند، آنها همه افراد مبرّز و از نقطهی نظر عقلی و فرهنگی اگر بالاتر از شما نبودند پایینتر نبودند آن وقت چه جور میشود نسبت به یک قضیه این برداشت صد و هشتاد درجه در مقابل هم قرار بگیرد؟ این غیر از این است که خدا دستگیری کرده؟ غیر از این است؟ هان؟ غیر از این است؟ اگر ما آن شکل بودیم آن وقت چکار میکردیم؟ اگر ما آن قسم دیگر بودیم و اینطور ما نسبت به مسئله برداشت داشتیم آن وقت چکار میکردیم؟ بالاخره آنها هم مثل ما بودند، آنها مثل ما، ما هم مثل آنها.
ای کسی که مرا در دنیا با احسان خودت تربیت کردی، حضرت سجاد در اینجا نمیفرماید فقط با احسان خودت مرا بزرگ کردی، فقط قدم را دراز کردی وزنم را از پنج کیلو به ١٥٠ کیلو رساندی! نمیگوید، حضرت سجاد در اینجا میفرماید که مرا تربیت کردی. ربّانی و پرورش که در اینجا ترجمه شده است اگر به معنای پروش ظاهری است غلط است پرورش و تربیت اگر به معنای پرورش روحی است و در ضمنش هم حالا خب جسمی است این معنا معنای درستی است. مرا در دنیا تربیت کردی به احسان خودت، مگر من قابل بودم؟ مگر من از تو طلبکار بودم؟ مگر من با تو معامله کرده بودم؟ من که در این دنیا آمدم مگر از تو درخواستی داشتم؟ مگر تو به من بدهی داشتی؟ مگر بدهی داشتی؟ هر کاری که کردی به احسان خودت بوده و تفضل بوده و فضل بوده عدالت نبوده عدالت یعنی یک چیزی را در جای خودش قرار دادن. من یک جنسی را بخرم به صد تومان عدالت این است که همان صد تومان را بپردازم و جنس را بگیرم اگر صد تومان را نود تومان بدهم ظلم است شما اگر آن جنس را به من میدهید غیر از این [جنسی] باشد که صحبتش شد [این ظلم است.] این صد تومان صحبت شد صد تومان بدهی این میشود عدالت، خب حالا ما به خدا چه جنسی را فروختیم؟

