در حال بارگذاری... ...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

کیفیت تربیت خداوند متعال و اولیاء الهی

14722
سال 1424
نسخه عربی

کیفیت تربیت خداوند متعال و اولیاء الهی

4
  • بنده خودم جایی بودم واعظی داشت صحبت می‌کرد در طهران در مسجد قائم، همان مسجدی که مرحوم آقا نماز می‌خواند خدا یاد آن روزها را در ما زنده نگه دارد، یک همچنین شب‌هایی جای رفقا خالی بود گمان نمی‌کنم از رفقایی که این‌جا نشستند کسی ....، شما یادتان می‌آید آقای ...؟ غیر از شما کسی یادش نمی‌آید. شاید بعضی آن زمان‌ها هنوز به دنیا نیامده [بودند در] عالم ذر بودند از شماها، در عالم ألست و عالم ذر و این حرف‌ها بودند. آن زمان‌ها این شب‌ها شب‌های ماه رمضان ایشان می‌آمدند و همین دعای ابوحمزه را برای ما شرح می‌کردند شب‌های تابستان، ساعت‌های ده یازده دوازده آن موقع‌ها و به آن موقع‌ها کشیده می‌شد شب‌های تابستان، خیلی هم نمی‌آمدند از رفقا، یعنی مجموعا بیست نفر، افراد معمولی و عادی که می‌رفتند نمی‌نشستند می‌رفتند کم بودند، افراد رفقا آن موقع قلیل بودند خیلی نبودند مجموع رفقای ایشان در طهران در آن موقع شاید به بیست نفر نمی‌رسید، کل رفقا خیلی هم راحت بودند سرشان خلوت بود و می‌آمدند شروع می‌کردند به شرح این فقرات و واقعا حال و هوای عجیبی بود، خیلی مشخص بود که مسائل به نحو دیگری است علی کل حال ما هم ادایش را درمی‌آوریم حالا رفقا آن‌ها که الحمدلله خداوند به ایشان توفیق داده ولی بنده نسبت به خودم می‌گویم، ما ادای آن‌ها را درمی‌آوریم نقش آن‌ها را بازی می‌کنیم و بین مجاز و حقیقت هزار فرسخ فاصله است.

  • آن میوه‌ای که طبیعی است و عطر و بو و رائحه و طعم او انسان را سرمست می‌کند خیلی فرق می‌کند با این میوه‌های پلاستیکی که رنگ و لعاب به آن می‌دهند و می‌گذارند کنار، این گل‌های طبیعی را دیدید؟ در باغ در باغچه وقتی که می‌روید، این گل فروشی‌ها، انسان وقتی که می‌رود آن بوی گل و عطر می‌زند تو خیابان، از آن اتاق از آن محل متصاعد می‌شود می‌آید در خیابان به طوری که انسان را به سمت خودش می‌کشد، من گاهی وقتی از کنار گل فروشی می‌گذرم می‌آیم یک مقداری می‌ایستم کنار این‌ها و این گل‌های متفاوت، کنارش یک گل فروشی هست که همین گل‌های مصنوعی [را] می‌فروشند، هرچه بو می‌کنی بو نمی‌دهد بو ندارد قلابی است قلابی که بو ندارد مجاز که بو ندارد، می‌گوییم خدایا چرا این دارد آن ندارد؟ می‌گویند چون در آن حقیقت نهفته است چون او به واقع نزدیک است بوی رائحه‌ی حقیقت را دارد رائحه واقع در آن است، این قلابی است ساخت بشر است آن‌که ساخت بشر باشد بو ندارد آن‌که ساخت خدا باشد بو دارد رائحه دارد عطر دارد بهاء دارد بهاء دارد مرحوم آقا هم خیلی از گل‌ خوششان می‌آمد، خیلی زیاد، خیلی، خیلی علاقه داشتند به من می‌فرمودند من دلم می‌خواهد این باغچه همه‌اش پرگل باشد من هم بیایم کنارش بنشینم ولی خودم حوصله ور رفتن ندارم یکی دیگر بیاید درست کند ما بیاییم کنارش بنشینیم.