کیفیت تربیت خداوند متعال و اولیاء الهی
3دسته دیگر میخوانند میگویند آقا تازه چیزی در اینجا نوشته نشده مسائل و قضایایی که گفته نشده بیش از آن است که گفته شده، تازه ایشان چیزی نگفتند به عبارت دیگر خیلی پرده پوشی هم کردند، به این عبارت. یکی میآید همین را میخواند و خیلی گذرا رد میشود خب بالاخره مطلبی نوشته شده و کاغذهایی سیاه شده و علی کل حال عباراتی بر این صفحات کاغذ درج شده خب بسیار خب. یکی میآید شروع میکند به انتقاد و نقادی از دریچه نفس خودش، نمیآید بگوید این حرف دروغ است البته دروغ هم چرا گفتند، دروغ هم گفته شده میآید میگوید که ایشان خواستند خودشان را در این کتاب مطرح کنند! چرا باید یکی بیاید خودش را در این کتاب مطرح کند؟ خب آقا چکار کند؟ چه بگوید؟ ایشان میگوید من اینطور گفتم من به آقای خمینی اینطور گفتم، من .... چی؟ کسی بیاید من بگوید سرش را میبریم! اینجا منی در کار نیست، فقط ذات ذات واحد احدیت است و مقام عزّ ربوبی در اینجا باید مطرح باشد، من کیست؟ تو کیست؟ این حرفها چیست؟ من چیست؟ و همین دیگر، تمام شد. اینکه ایشان آمده در آنجا گفته من گفتم دیگر کتاب از حجیت ساقط شد و دیگر قلم بطلان بر این کتاب کشیده شد.
حالا اگر بر فرض از این آقا سؤال کنید که این کتاب چند صفحه دارد؟ کتاب چند صفحه دارد؟ میگوییم صد و خوردهای، چند صفحهی این کتاب در آن من است، حالا به سطرهایش کاری نداریم بیش از دو صفحه یا سه صفحه یا چهار یا پنج صفحه، شما نود و پنج صفحه صد صفحه را کنار میگذارید و میگویید این پنج صفحهای که در آن من آمده، این همهی آن مطالبی را که در آن مسائل هست همه را تحت الشعاع قرار میدهد و اصلا حرفی نباید زده بشود اصلا صحبتی نباید بشود چون من در اینجا آمده و خراب کرده، چون من در اینجا آمده و مطلب را از بین برده، التفات میفرمایید.

