کیفیت تربیت خداوند متعال و اولیاء الهی
2أعوذُ بِاللَه مِنَ الشَّیطانِ الرَّجیم
بِسمِ اللَه الرَّحمَنِ الرَّحیم
وصلَّى اللَه عَلَى سیدنا و نبینا أبىالقاسم مُحَمّدٍ
وعلى آله الطّیبین الطّاهرین و اللعنة عَلَى أعدائِهِم أجمَعینَ
فیا من ربانی فی الدنیا باحسانه و تفضله و نعمه و اشارلی فی الاخرة الی عفوه و کرمه، معرفتی یا مولای دلیلی علیک و حبی لک شفیعی إلیک.
پس ای کسی که مرا در دنیا تربیت کردی به احسان و تفضل و نعم خودت، به واسطهی احسانی که بر من کردی و به واسطهی تفضلی که بر من کردی و به واسطهی نعمتهایی که بر من دادی.
واشارلی فی الاخرة الی عفوه و کرمه، و اضافهی بر اینها مرا به عفو و کرم خودت در عالم آخرت هدایت نمودی.
اشارَ گرچه به معنای اشاره است ولی در اینجا به معنای راهگشایی و هدایت است، اشاره کردن به معنای مهیا بودن و مستعد بودن ظروف است.
خب راجع به این مسئله صحبت شد راجع به اینکه خدایا تو مرا پرورش دادی در نعم و احسان خودت در حال صغر و اسم مرا به نیکی و شهرت معروف گردانیدی در میان مردم در حالتی که من اهل این مسئله نبودم و شهرت و معروفیت از آن تو بود و از جانب تو بود و من به حساب تو خرج میکردم مثل اینکه یک نفر فرض کنید که دفترچه کسی را گرفته و به حساب او هی پول میگیرد و به مردم پول میدهد، مردم میآیند حمدش میکنند ثنایش میکنند عجب آدم بخشندهای است خدا عمرش بدهد خدا عمرش را زیاد کند خدا به او صحت بدهد، گفت خرج که از کیسه مهمان بود حاتم طائی شدن آسان بود. حالا یک قران هم خودش ندارد هی برمیدارد میدهد میگویند چه آدم خوبی است خدا عمرش را زیاد کند خدا به او سلامتی بدهد.
حالا معروفیتی که انسان پیدا بکند یک شاهی آن به خودش برنمیگردد همهی آن از ناحیه دیگری است خدا آمده معروف کرده خدا محبت این را در دل بعضی قرار داده خب این همه هستند هم قرار نداده دیگر، این همه دیگر هستند هیچ مسئلهای و مطلبی مطرح نمیشود دیگر. من عرض کردم چند شب پیش خدمت رفقا و دوستان، کتابی را که مرحوم آقا نوشتند یک شخصیتی که حداقل رفقا شک ندارند بر اینکه کارش و عملش برای خدا بود حالا افراد دیگر شک دارند یا یقین بر خلاف دارند آن دیگر خود دادند، ولی ما با آنچه که از ایشان دیدیم و در ارتباط با ایشان بودیم میتوانیم بگوییم کارهای ایشان به خاطر خدا بوده، نفس در آن دخالت نداشته. ایشان کتابی نوشتند دربارهی مسائل سیاسی اسلام و جریاناتی که از سنه ٤٢ خورشیدی به این طرف اتفاق افتاد تا وقتی که منجر به بروز و ظهور انقلاب و حکومت اسلامی شد خب چون بنده در جریان این قضیه بودم نظرات مختلف را طبعاً اطلاع پیدا میکردم، بعضیها این را میخواندند و میگفتند به به واقعا چه مطالبی است! چه جریانی و چه مسائلی و بعضیها این را خوانده بودند و گفته بودند که آقای طهرانی تازه همهی مسائل را نگفته خیلی مطالب را سانسور کرده و نخواسته بیش از این مسئله باز بشود و روشن بشود بعضیها خواندند و همینطور سرسری گذشتند و بدون اظهار نظر، بعضی خواندند و شروع کردند به فحش دادن یعنی یک کتاب یک شخص نوشته اما ببینید چند جور با این مسئله برخورد میشود! این میخواند میگوید چه استفادههایی کردیم چه مطالبی در آن پیدا کردیم و چه مسائلی در آن بود که تا به حال به آن توجه نداشتیم این یک دسته.

