حبّ ریاست و خطرات آن
2أعوذُ بِاللَه مِنَ الشَّیطانِ الرَّجیم
بِسمِ اللَه الرَّحمَنِ الرَّحیم
وصلَّى اللَه عَلَى سیدنا و نبینا أبىالقاسم مُحَمّدٍ
وعلى آله الطّیبین الطّاهرین و اللعنة عَلَى أعدائِهِم أجمَعینَ
فیا من ربّانى فى الدنیا باحسانه و تفضله و نعمه و اشار لى فى الاخرة الى عفوه و کرمه معرفتى یا مولاى دلیلى علیک و حبى لک شفیعى الیک.
در شبهای گذشته راجع به کیفیت مشیت الهی نسبت به مسئله شخصیت و معروفیت انسان قدری صحبت شد و عرض شد خدای متعال بنابر مصالح خود بعضیها را در این دنیا مشهور میکند، حالا دلش میخواهد، دیگر آدم که نمیتواند از خدا بپرسد برای چه دلت میخواهد؟ میگوید من دلم میخواهد، ما اگر دلمان بخواهد اینطور نیست، حساب و کتاب بعدش هست، دلمان میخواهد این کار را بکنیم فردا میگویند چرا این کار را کردی؟ دلمان میخواهد این کار را نمیکنیم میگویند دلیل بیاور، باید بر اساس خواست خودت منطق و دلیل داشته باشی حالا چه خواست، خواست اجتماعی باشد یا خواست یک خواست فردی باشد. خواست اجتماعی باشد دولت گریبانمان را میگیرد. آقا ما دلمان میخواهد که این کار را در جامعه بکنیم دلمان میخواهد در خیابان راه بندان درست کنیم، ببندیم راه را کسی نیاید برود، خب پلیس میآید قانون میآید مأمور میآید، آقا برای چه راه را بستی؟ مردم بروند به کارشان برسند. در کشوری که قانون هست اگر کسی خلاف قانون عمل کند جلویش را میگیرند، این مال اجتماع.
اما هیچ وقت دولت نمیآید نسبت به کار شخصی که یک نفر کرده، قانون داشته باشیم جلویش را بگیرد، یک نفر میخواهد خودش را از روی پشت بام بیاندازد پایین، دولت میگوید بیانداز، مخلصت هم هستیم، یک جمعیت کمتر بهتر، کسی جلویت را نمیگیرد میخواهی هلت هم بدهیم میدهیم وسایلت را هم فراهم میکنیم مشکلی نیست یکی میخواهد گرسنگی به خودش بدهد قانونی نیست بر این که نه آقاجان نباید بدهی، خب میگوید خودم هم دلم میخواهد گرسنه باشم. یکی میخواهد نماز زیاد بخواند یکی میخواهد نماز نخواند یکی میخواهد ..... مسائل شخصی دیگر، در مسائل شخصی قانونی که وجود ندارد. امّا قانون آن طرف وجود دارد اینجا گریبان ما را نمیگیرند [ولی] آن طرف [میگیرند]

