حبّ ریاست و خطرات آن
4یادتان میآید در آنجا امتیاز بین حکومت اسلام را با سایر حکومتهای دنیا ولو دموکراتیکش، چه فرقهایی را گفتیم؟ یکی از آن فرقها و مهمترین فرق این بود در حکومت واقعی اسلام همان حکومت پیغمبر حکومت امیرالمؤمنین علیه السلام حکومت امام حسن مجتبی علیه السلام که معاویه نگذاشت آن حضرت به حکومت برسد حکومت سیدالشهدا .....، سیدالشهداء برای چه قیام کرد؟ انی لمأخرج أشرا و لا بطرا واقعا عجیب است ولا مفسدا و لا ظالما بل انما خرجت لطلب الاصلاح فى امة جدى محمد صلى اللَه علیه و آله ارید ان آمر بالمعروف و انهى عن المنکر1 حضرت میگوید من نیامدم بر شما حکومت کنم، حکومت مفت خالهی شما، من آمدم که معروف را در میان شما مُردگان و بیچارگان بیخبر از حقیقت و حیات، زنده کنم در زیارت آن حضرت میخوانیم اشهد انک قد أقمت الصلوه و آتیت الزکای شهادت میدهم که تو برای اقامه نماز شهید شدی و تو بودی که نماز را به پا داشتی نه اینکه تو بودی که حکومت کنی، حکومت چیست؟ حکومت چه بازی است که اصلا یکی بیاید در دنیا فکرش را بکند؟ خیالش را بکند؟
واقعا خیلی باید آدم بیکار باشد، خیلی زیاد، هیچ کاری نداشته باشد آخرش بلند شود برود .....، ما بیاییم کاری بکنیم رئیس باشیم واللَه من که هر چه فکر میکنم با آن عقل ناقصم میبینم بیکارتر از این آدم نباید در دنیا کسی باشد! بابا جان برو کشکت را بخور آشت را بخور آب گوشت را درست کن آخر به حکومت .....؟ آدم بلند شود بیاید که چه؟ که چی دردسر برای خودش درست کند؟ آخر آدم عاقل میآید برای خودش دردسر درست کند؟ جدی؟ حالا اصلا بگوییم مسلمان نه! شیعه نه! هیچی هیچی! یک آدم عاقل در دنیا، خب راهت را برو بابا، راهت را برو، برو کسب کن، برو کیف و حالت را بکن، حالا اهل هر ملتی هستی. چی چی آدم بلند شود بیاید برود یک کاری بکند که رئیس بشود؟ بابا رئیس شدن که اینجوری نیست، امر دارد نهی دارد، آخ چرا دارد پرسش دارد هزارتا بدبختی دارد هزارتا مخالفت دارد شب تا صبح، صبح تا شب هی بنشیند نقشه بکشد اینجا را اینطور بکنم آنجا را اینطور بکنم، آنجا را مقاله بدهم آنجا را مگر مجبور هستی؟ بلند شو برو در خانهات بنشین فکر و خیال هم نکن. هان؟ این عقلایی است. مگر اینکه بگویند، آن یک حرف دیگر است. آن وقتی که بگویند آن یک مسئله است. امیرالمؤمنینی تو پیدا بکن بعد زیر پرچم او هر کاری دلت خواست بکنی بکن.
- بحار الانوار، ج ٤٤، ص ٣٢٩ (با مقدارى اختلاف).

