در حال بارگذاری... ...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

قیّمومیت دین در انحصارامام زمان علیه السلام

16478
سال 1424
نسخه عربی

قیّمومیت دین در انحصارامام زمان علیه السلام

4
  • مرحوم ملا صدرا در راه مکه بود، ایشان پنج سفر پیاده به مکه حرکت کرد، مرحوم صدرالمتألهین همینی که کافر می‌شمارند او را! می‌گویند عقایدش عقاید کفرآمیز است! پنج مرتبه به مکه پیاده حرکت کرد در مرتبه‌ی ششم [به‌] بصره رسید در بصره از دنیا رفت همان جا دفنش کردند الان قبر ایشان در بصره است. مرحوم میرداماد استاد ایشان در سفری از نجف به کربلا در بین راه حتی ایشان را نگذاشتند بیاورند کربلا اعتقادشان این بود می‌گفت هر جا که شخص فوت کند باید در همان جا دفن بشود. مرحوم میرداماد از بزرگان از علما و فقهای ما و فلاسفه‌ی ما است که اصلا کسی در علمیت ایشان‌ شکی نمی‌تواند بکند خیلی مرد بزرگی بود همزمان با مرحوم شیخ بهایی بود و در مسائل فلسفی و عرفانی قطعا از شیخ بهایی قویتر بود البته خب شیخ بهایی در مسائل دیگری هم اطلاعاتی داشت. ایشان در یک جایی بین نجف و کربلا، در نیمه‌ی راه می‌گویند خامنوس، نس به عربی به معنای نصف راه است در آن جا فوت می‌کند همان جا دفنش می‌کنند الان قبر مرحوم میرداماد در خامنص است در آنجا دفن شده اینها همه مسائل خلاف است‌

  • انسان از شهرت و از این چیزها باید اجتناب کند بزرگان دِیدَنِشان بر اجتناب از اینها بود و اینها را مانع می‌دیدند. مانع برای طریق، علما و بزرگان اینها را به حساب می‌آوردند و علتش هم مشخص است چون وقتی که انسان معروف بشود از دست می‌رود. ما می‌گوییم باید این کار را انجام بدهیم اگر انجام ندهیم کسی نمی‌تواند انجام بدهد، [خب‌] ندهد [به ما چه مربوط است؟]

  • عرض شد که آمدند سراغ شیخ مفید و [شیخ مفید] گفتند بروند دفن کنند اینها هم رفتند [که‌] دفن [کنند]. در راه که داشتند می‌رفتند دیدند یک نفر آمد و در جلوی اینها ایستاد و گفت شیخ مفید می‌گوید شکم زن را پاره کنید و بچه را در بیاورید. آنها هم رفتند این کار را انجام دادند [چون‌] شیخ مفید گفته. بعد از مدتی آمدند پیش شیخ مفیدو بچه را هم با خودشان آورده بودند و گفتند از برکت مسئله‌ی شما این بچه زنده است و الان حیات دارد. گفت قضیه چه بوده؟ گفتند مگر شما نفرمودید؟ ما داشتیم می‌رفتیم یک نفر از جانب شما آمد و گفت شیخ مفید گفته نخیر! این کار را انجام بدهید، شکم زن را پاره کنید و بچه را دربیاورید! فهمید این مسئله مربوط به حضرت می‌شود و الا این که نگفته! گفت عجب! من دارم در بین شیعه بر خلاف حکم خدا و رسول و امام علیه السلام فتوا می‌دهم! فردا در را بست، هیچ با خودش نگفت، من اگر در را ببندم مردم چکار می‌کنند؟ دقت کنید رفقا! این جا بزنگاه است این جا همان جایی است که خیلی‌ها بار به زمین می‌گذارند و خیلی‌ها در این جا به غلط افتادند و قافیه را باختند خلاصه‌