در حال بارگذاری... ...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

قیّمومیت دین در انحصارامام زمان علیه السلام

16478
سال 1424
نسخه عربی

قیّمومیت دین در انحصارامام زمان علیه السلام

6
  • این چیزها برای آن کسانی است که می‌خواهند دکان و هیئت و مرید و دفتر و دستک و دنیا و اینها می‌خواهند درست کنند، به درد آنها می‌خورد، بروید پیدا کنید، انشاءاللَه خداوند به حد وفور برای شما گذاشته است، نیازی به خیلی گشتن و این حرفها [نیست‌] به من چه ارتباطی دارد که مرحوم آقا از دنیا رفتند بعدشان کسی هست یا نیست؟ به من چه مربوط است که آیا می‌شود بعد از ولی خدا زمین خالی از حجت بماند؟ بله می‌شود، الان شده است. دیگر دنبال چه می‌خواهید بگردید؟ آیا می‌شود ولی خدا از دنیا برود؟ بروید از خودش بپرسید که فوت کرده چرا از من می‌پرسید؟ بنده متعهد و متکفل امور و مسائل خودم هستم [اگر] نمی‌شود، بروید از خودش بپرسید که آقا چرا کسی به جای خودت نگذاشتی؟ به من چه ارتباطی دارد؟ چه ربطی به من دارد؟ آقا پس ما چه کنیم؟ من هم مثل شما، تفاوتی ندارد. بلند شوید بروید تا حالا هر کاری که می‌کردید [حالا هم همان کار را بکنید] خب حالا [مگر] طوری‌تان شده؟ حالا ولی خدا نیست نفس نمی‌کشید؟ نه! خیلی خوب هم نفس می‌کشید. غذا نمی‌خورید؟ نه! قشنگ خیلی عالی! تمام اینها همه خیالات است همه‌ی اینها خیالات است آقاجان من. آدم رند بلند نمی‌شود بیاید زندگی خودش را فدای هوای و هوس یک مشت افراد بی خبر و جاهل کند و عمر خودش را ببازد، نمی‌آید این کار را انجام بدهد. آدم رند بلند نمی‌شود بیاید خود را ملعبه‌ی دست این و آن قرار بدهد و با چند تا تعریف کردن و تمجید کردن و سلام وصلوات فرستادن و حضرت آقا و آیت اللَه چسباندن و مجالس ترتیب دادن و لشکر کشی به این طرف و آن طرف کردن و ...، نمی‌آید قافیه را ببازد و آن سعادت خود را فدای یک مشت هوا و هوس کند

  • امیرالمؤمنین علیه السلام در نهج البلاغه، صاف آب پاکی را می‌ریزد روی دست همه، حضرت در آن جا می‌فرماید: من مکلف بر کارهای خودم هستم. آن امیرالمومنین بود بابا، آن امیرالمومنین است با آن ید و بیضآء! نه مسکین بدبخت و بیچاره همچون من و امثال من. می‌گفت من هیچ وقت سعادت خودم را در تحصیل رضای شما به دست نمی‌آورم. ناامیدی و حسرت و ندامت خودم و از دست دادن فرصت را، برای این که رضای شما [را] به دست بیاورم موقعیت خودم از بین برود؟ نخیر! کی گفته؟ کی همچنین حرفی زده؟ چون رضای شما را به دست بیاورم بنده باید عمر خودم را تلف کنم؟ چون رضای شما را به دست بیاورم بنده از فرصت‌هایی که برایم پیدا می‌شود باید صرف نظر کنم؟ کی گفته؟ شما بنده‌ی خدا هستید من هم هستم من هم مثل شما، شما یک حقی دارید تا یک حدودی من این حق را اتیان می‌کنم بیش از آن مقدار کلاه سرم رفته، این طور نیست قضیه. آن کسی که اهل صدق باشد این چیزی است که کمتر ما روی آن توجه می‌کنیم، فقط دنبال هُ هُ هستیم دنبال سر و صدا هستیم آن کسی که اهل حقیقت باشد و به دنبال حقیقت باشد به مطلوب می‌رسد، نیاز به این سر و صداها ندارد، نیاز به این سروصداها ندارد.