احکام و مسائل کفّار ذمّی و حربی
5مجوس ولو اینکه الآن دینشان دین خدا نیست و براساس دین توحید قدم نمیگذارند، ولی چون اصلاً پیغمبرشان پیغمبر خدایی بوده است، لذا مانند احکام اهلکتاب با آنها عمل میشود.1
بعد از اینکه دولت اسلام برای جهاد با کفّار حربی یا با کفّار ذمّی به طریق معهود و متعارف، لشکر فرستاد، میتواند با آنها جنگ کند. و اگر غلبۀ بر آنها مستلزم قطع کردن و آتش زدن درختان و خراب کردن قلعههای آنها و انداختن سنگها با منجنیق در خانۀ آنها باشد، اشکالی ندارد؛ ولی بستن آب به روی آنها و آتش زدن خانههای آنها مکروه است. و جایز نیست زن و بچّههای آنها و دیوانگان و پیرمردانی را که به حال هَرِم2 در آمدهاند، بکشند؛ قتل آنها جایز نیست مگر در دو صورت:
یک صورت آنجایی است که آن پیرمرد فرتوت، یا با عمل خود یا با رأی خود به آنها کمک کند و جلوی پیشرفت دولت اسلام را بگیرد؛ یا آنکه آن زنان یا آن پیرمردان یا آن اطفال، در جنگ به آنها کمک کنند؛ در اینصورت کشتن آنها برای پیشرفت اشکالی ندارد.3
وظیفۀ مسلمانان در قبال سپر انسانی قرار دادن زنان و بچهها و ... توسط کفّار
صورت دوّم آنجایی است که آن کفّار، زنها و بچّهها یا پیرمردها و مجانین را جلوی صفوف جنگ به عنوان سپر قرار میدهند؛ چون میدانند که در احکام اسلام وارد است که انسان نمیتواند زنها، بچّهها، دیوانگان یا پیرمردانِ آنها را بکشد، لذا اینها را جلوی خودشان قرار میدهند تا مانع از پیشرفت بشوند؛ در اینصورت اگر فتح دولت اسلام بر کشتن آنها متوقّف باشد اشکالی ندارد، ولو تمام آن زنها و دیوانگان و بچّهها که سپر قرار گرفتهاند کشته شوند تا بعد نوبت به خود آنها برسد.4
و حتّی اگر آنها مردان، زنان یا بچّههای مسلمانانی را که به عنوان اسیر گرفتهاند، یا غیر آنها را در جلوی صفوفِ خود سپرِ خودشان قرار بدهند و حملۀ لشکر اسلام بر آنها میسور نباشد الاّ به کشتن این مسلمانانی که به عنوان سپر قرار گرفتهاند، کشتن آن مسلمانها و آن بچّهها و زنها اشکالی ندارد و دیه هم تعلّق نمیگیرد و قصاصی هم نیست؛5 چون این قوانین براساس مصلحت دولت اسلام جمع شده است و این جهاد زیر نظر امام علیه السّلام یا نائب امام بوده است. ولی کفّاره تعلّق میگیرد؛ یعنی اگر کسی قتل عمدی انجام بدهد، کفّاره دارد و کفّارهاش این است که باید شصت روز روزه بگیرد و به شصت مسکین طعام بدهد و یک غلام را آزاد کند.
- وسائل الشّیعة، ج ١٥، ص ١٢٦.
- فرهنگ فارسی عمید: «هَرِم: پیر و فرتوت.»
- وسائل الشّیعة، ج ١٥، ص ٦٤ و ٦٥.
- همان؛ السرائر، ج ٢، ص ٨.
- وسائل الشّیعة، ج ١٥، ص ٦٢؛ السرائر، ج ٢، ص ٨.

