احکام و مسائل کفّار ذمّی و حربی
2أعوذُ بِاللَه مِنَ الشَّیطانِ الرَّجیم
بسم اللَه الرّحمٰن الرّحیم
و صلّی اللَه علیٰ محمّدٍ و آلِهِ الطّاهِرینَ
و لَعنَةُ اللَه علیٰ أعدائِهِم أجمَعینَ
تقسیم کفّار به حربی و ذمّی
چون رسالۀ حقوق حضرت سجّاد علیه السّلام بیان شد1 و در تتمّۀ آن، حقوق اهل ذِمّه بهمیان آمد، لازم بود که میان ذمّی و حربی فرق داده شود و احکام آنها بیان شود.
کفّار یا به خدا و پیغمبرانی که از طرف خدا آمدهاند قائل نیستند یا هستند. آنهایی که به خدا قائل نیستند و به پیغمبران اعتقاد ندارند ـ خواه بتپرست باشند، گوسالهپرست باشند، گاوپرست باشند، ستارهپرست باشند، یا مانند همین مادّیّین و کمونیستها مادّهپرست باشند و قائل به خدا نباشند ـ مشرکاند و به آنها کفّار حربی میگویند؛ امّا آن دسته از کفّاری که قائل به خدا هستند و پیغمبران واقعی را هم قبول دارند ـ مانند نصاریٰ و یهود، و مجوس هم بنا بر قول أقویٰ2 ـ کفّار حربی حساب نمیشوند. اینها دو صورت دارند: یا در تحت پناه اسلام و در ذمّۀ اسلاماند و به دولت اسلام جِزیه و خَراج میدهند، در این صورت کفّار ذمّی میشوند. و اگر در ذِمّۀ اسلام نیستند، در این صورت نه ذمّی هستند و نه حربی؛ یعنی نه احکام کفّار حربی بر آنها مترتّب میشود و نه احکام کفّار ذمّی.
وظیفۀ امام علیه السّلام یا نائب امام در قبال کفّار
امّا کفّار حربی، اوّل باید امام علیه السّلام یا نائب امام آنها را به اسلام دعوت کند؛ اگر پذیرفتند که هیچ، امّا اگر نپذیرفتند بر امام یا نائب امام واجب است که در تحت شرایط و اقتضائات و امکانات با آنها جنگ و جهاد کند، یا اینکه کشته شوند یا اینکه اسلام را قبول کنند، و شِقّ ثالثی ندارد.
ولیکن آن کفّاری که به خدا و کتب آسمانی قائل هستند، بر امام علیه السّلام و نائب امام واجب است که با آنها جنگ کند؛ یا کشته میشوند یا اسلام میآورند یا جزیه میدهند. حکم اینها یک درجه از آن صورت کفّار حربی خفیفتر است. اگر اسلام آوردند که دیگر دولت اسلام با آنها کاری ندارد؛ نه از خاک آنها چیزی میگیرد، نه از اموال آنها چیزی میگیرد و نه از آنها اسیر میگیرد، فقط اسلام آوردهاند و لشکر اسلام از جهاد بر میگردد. و اگر آنها حاضر به اسلام آوردن نشدند، باید جزیه بدهند؛ یعنی باید به دولت اسلام خَراج بدهند.
- رجوع شود به ص ٢٣.
- رجوع شود به وسائل الشّیعة، ج ١٥، ص ١٢٦ ـ ١٢٩؛ الله شناسی، ج ٣، ص ٨٣؛ مطلع انوار، ج ٢، ص ٢٨٣.

