شهرت ممدوح و مذموم
4اما این شوخیهای مبتذل و حرفهایی که اینها باعث تکدر و کدورت نفس و اینها هست اینها خوب نیست و بدتر از اینها، صحبت کردن در مسائلی که شب تا به صبحش یک غاز نمیارزد و انسان فقط وقتش را تلف کرده! او آمده او رفته او این کار را کرده او این کار را خواهد کرد خب بنده چه کنم که او این کار را کرده؟ بنده چه کار کنم؟ چه کاری از دست من برمیآید؟ این نوع مسائل موجب کدورت است حالا چه برسد به مسائل دنیوی و مطالب و خدای نکرده مجلس به غیبت و یا بالاتر به تهمت تبدیل شدن که در اینجا شیطان با جنود خودش میآید در نفس انسان جا باز میکند، او که آمد، اینکه انسان غیبت میکند مکدر میشود برای چه مکدر میشود؟ خب یک حرفی از دهانش درآمده چرا مکدر بشود؟ یک حرفی گفته چرا مکدر شود؟ چرا ظلمت پیدا کند؟ یک سخنی از دهانش درآمده به ظلمت چه مربوط است؟ مطلب اینجا است، وقتی که انسان این را میگوید در آن موقع بین نفس او و بین نفس جناب شیطان، یک ارتباطی برقرار میشود و چون شیطان مرکز کدورت و ثقل است آن ثقل و کدورت خود را، به انسان منتقل میکند آدم میبیند مکدّر است.
گاهی اوقات اتفاق میافتد آدم یک حرف میزند تا مدتها خیالش همینطور ناراحت است که چرا این حرف را زده و این حرف از دهانش درآمده؟ حالا تا این شیطان برود بیرون و به جای او ملائکه بیایند گاهی اوقات دُم شتر به زمین میرسد لذا فرمودند انسان باید مراقبه داشته باشد و مواظب باشد، مواظب باشد که چه میگوید و چه کاری میکند؟ و این هر دو با هم هستند در یک ساعت ملائکه میآیند در یک ساعت میروند، شیطان به جای او میآید دوباره باز انسان استغفار میکند میروند آنها میآیند، دوباره باز یک جریانی پیش میآید آنها میآیند، همینطور اینها پشت دیوار دل ما ایستادند و اذن دخول میطلبند تا به کدام راه دهیم و خانهی دل را مأوای چه کسی بگردانیم! اذن دخول به ملائکه بدهیم که شما تشریف بیاورید یا اذن دخول به شیطان و ابالسه بدهیم، نه شما تشریف بیاورید خیلی جای خوبی دارید گرم نرم عالی! تا اینکه به کدام طرف ما اینها را راه بدهیم.

