شهرت ممدوح و مذموم
3وقتی که شما نماز میخوانید چرا حال روحانیت دارید؟ چرا؟ وقتی که در مجلس سیدالشهدا هستید چرا حال روحانیت دارید؟ یکی کسی میگفت من رفتم سراغ یکی از اشخاص، از او قرض بگیرم گفت ندارم و فلان و چه و از این حرفها، بهانه آورد و اینها، گفتم نه الان وقتش نیست، یک وقت به اتفاق [ایشان در] یک مجلسی [شرکت کردیم] مطالبی در آن مجلس مطرح شد ذکر مصیبتی شد، مطالبی، گفتم هان! الان وقتش است! گفتم فلانی یک مشکلی داریم این مقدار میخواهیم، گفت باشد باشد گفت [بعداً] بیا من بدهم، گفتم نه همین الان میتوانی بدهی؟ چون من لازم دارم! گفت بسیار خب، داد. بعد خودش گفت، گفت فهمیدم تو برای چه گفتی اینجا بده چون اگر از اینجا میآمدم بیرون، حالم تغییر میکرد تو هم فهمیدی قضیه را.
چرا اینطور است؟ چرا انسان در مجلسی میرود حالش عوض میشود؟ نمازی میخواند حالش تغییر پیدا میکند؟ قرآن وقتی میخواند حالش تغییر پیدا میکند؟ اما به عکس وقتی که میرود جایی که صحبت دنیا است میبیند یک جور دیگر شد، حرف از مادیات است کسل شد، حرف از دنیا و کسب و کار و بگیریم و ببندیم و آن را اینطور کنیم این را آنطور کنیم میبینیم حالش عوض شد چرا؟ چون وقتی که انسان در موقعیت مناسب قرار میگیرد ملائکه رحمت میآیند در وجود انسان، آنها که آمدند در وجود انسان، انسان احساس راحتی میکند احساس سبکی میکند احساس قطع تعلق از دنیا میکند وقتی انسان در محیط غیرمناسب قرار گرفت شیطان و جنود شیطان میآیند در وجود انسان، انسان احساس [سنگینی و کدورت میکند] وقتی انسان نشسته در مجلس باطل که قه قه و چه و چه و فرض کنید که حرفهای ....، حالا یک وقتی خنده است ولی خنده و شوخی در معرفت و صفا است در صمیمیت است در بهجت است بزرگان هم شوخی میکردند خود ما هم از آنها میدیدیم شوخی میکردند، عبوس بودن، مربای آلویی به درد نمیخورد که آدم همیشه اخم بکند کله را بیاندازد پایین! چه خبره بابا؟ شوخی کردن و خندیدن و تفرج و تفنن کردن این از اوصاف بزرگان و متقین است. امیرالمؤمنین خیلی شوخ بود اتفاقا، خیلی شوخ بود و با افراد شوخی میکرد سیدالشهدا خیلی شوخ بود البته خب بعضی از ائمه نه! آنها حالشان فرق میکرد، مثلا در احوالات حضرت سجاد [داریم که] اینطور نبودند، اما امام باقر علیه السلام اینطور بودند امام رضا علیه السلام گاهی شوخی میکردند.

