شهرت ممدوح و مذموم
2أعوذُ بِاللَه مِنَ الشَّیطانِ الرَّجیم
بِسمِ اللَه الرَّحمَنِ الرَّحیم
وصلَّى اللَه عَلَى سیدنا و نبینا أبىالقاسم مُحَمّدٍ
وعلى آله الطّیبین الطّاهرین و اللعنة عَلَى أعدائِهِم أجمَعینَ
الهى ربیتنى فى نعمک و احسانک صغیرا و نوهت باسمى کبیرا
خدایا مرا در کودکی در تحت تکفل خودت، در نعمتها و احسان خودت پروراندی و در حال کبَر نام مرا به نیکی بلند گردانیدی و مرا در میان مردم معروف گردانیدی.
دیشب خدمت رفقا عرض شد که شهرت و معروفیت اگر از جانب پروردگار باشد بدون این که انسان در آن شهرت و در آن معروفیت نقشی داشته باشد ایراد ندارد چون پروردگار متعال، خود او مسبب الاسباب است و مرید است و همهی عالم وجود در تحت تملک او است و او از همه اولی است به تصرف و اگر دلش میخواهد یک شخصی را معروف کند خودش میداند فضولی به ما نیامده که خدایا چرا این کار را میکنی؟ میگوید من دلم میخواهد انجام بدهم من خودم اینطور میخواهم و به طور کلی وقتی قرار بر این باشد که ما خدای متعال را مالک همه امور بدانیم دیگر چه جای گله و شَکوی و یا اعتراض نسبت به مسائلی که خدای متعال پیش میآورد، چه در طرف انعزال و گوشهگیری و خموشی و سر به زیر انداختن و به راه خود رفتن و گوشه خلوت گزیدن و چه با معروفیت و مشهوریت و اینها، وقتی او اراده میکند به ما چه مربوط است فضولی کردن.
و دیشب عرض شد که نکته و قبح مسأله در آن جایی است که خود ما قدمی برای این معروفیت برداریم خود ما حرکتی برای این معروفیت بکنیم خود ما اقدامی برای شهرت بکنیم خود را بخواهیم بر سر زبانها بیاندازیم دیگران را کنار بزنیم و خود مطرح باشیم، خدای نکرده اگر اینطور باشد این از صفات شیطان است و شیطان دارای عتوّ و غرور و تکبر و انانیت و صفات رذیله است او میآید و در قلب انسان جای میگیرد و با جای گرفتن در قلب، صفات خودش را هم وارد میکند.

