اعتباری بودن دنیا و مسائل آن
6ما یکدفعه رفتیم در این برنامه ها بود دیدیم یک حسینیه تمام در و دیوارهایش به جای اباعبداللَه عکس چسباندند از اول تا بالا دور پایین همین طور اندازهی یک سرسوزن جای خالی نگذاشتند تمام این عکسهای آقا در چهرههای مختلف خندان خوشحال خیلی خوب و همین که بلند میشود میرود جای دیگر، همهی اینها یادش میرود به فکر خودش است که چطوری مال ملت را در منافع خودش بردارد اینها همه عکسها ...! برای چه؟ برای این که برویم رئیس بشویم برای این که اسم ما را ببرند برویم یک مقامیرا بگیریم یک پستی را بگیریم تا حالا خلافش دیده شده که یکی وقتی میخواهند انتخابش کنند این نیاید؟
مرحوم آقا رضوان اللَه علیه میفرمودند در آن اوقاتی که من در طهران بودم در اوایل انقلاب و هنوز شورای نگهبانِ بر قانون اساس تعیین نشده بود یک روز یکی از بستگان به من زنگ زد تلفن کرد گفت فلانی خبر داری که دیروز چه اتفاقی افتاده؟ گفتم چه اتفاقی افتاده؟ آن شخص فرد مطلعی بوده، در مسائل و قضایا اطلاع داشته، گفتم چه اتفاقی؟ گفت دیروز در جایی یک جلسهای بود و قرار براین شده بود که شما را به عنوان رئیس شورای نگهبان انتخاب کنند، یک شخصی پیشنهادی داده بود، بنده از خصوصیات مطالب صرف نظر میکنم فقط به خلاصهی مطالب میپردازم، شخصی پیشنهاد داده بود ولی مورد تایید هنوز قرارنگرفته، قرار است روی این قضیه صحبت بشود و تأمل بیشتری بشود ولی شما بدانید یک همچنین مسئلهای در دست اقدام است مرحوم آقا عبارتشان این بود وقتی من شنیدم انگار کوه را بر سر من خراب کردند آخر من چطور بیایم رئیس شورای نگهبان بشوم؟ رئیس شورای نگهبان شدن معنایش اظهار نظر در قوانین و در مسائلی است که در مملکت میگذرد و اگر من رئیس شورای نگهبان بشوم در بیان حق و حقیقت از هیچ جا کوتاهی نمیکنم ولو هر کسی باشد آیا این طور است قضیه؟ من نمیآیم بگویم آقا کار جنابعالی صحیح است و کار جنابعالی ....! نخیر اول دست میگذارم روی نقطهی اصلی، این کار غلط است.

