اعتباری بودن دنیا و مسائل آن
4عجیب امام هادی علیه السلام وقتی که اینها را ترسیم میکند در آن اشعاری که درکنار متوکل عباسی، حضرت آن شب میگوید باتوا على القلل الاجبال تهرسهم قلب الرجال فلم تنفعهم القلل واقعا مو بر بدن انسان راست میشود کجاها رفتند بر قلههای کوه رفتند قصر ساختند که از دستبرد حوادث در امان بمانند مگر ماندند؟ فلم تنفعهم القللوا قلهها فایده نداد آن بالاها فایده نداد وفاستنزلوا من بعد عزّ من معاقهم و اسکنوا حفرا لا بأس ما نزلوا از آن بالا چنان اینها را کشیدند پایین، آوردند پایین از آن بالای کوه کردند در ته قبر، برداشتند روی آنها خاک ریختند و تمام، یک مهر باطل هم زدند روی شناسنامهی ایشان و به تاریخ سپردند تمام شد، تازه از این جا شروع میشود تازه از این جا پرونده شروع میشود
حضرت میفرماید از این جا تازه حساب و کتاب اینها شروع میشود کجا بودی؟ چه جایی بودی؟ در چه مکانهایی بودی؟ چه کار میکردی؟ فکر امروز را کردی؟ ای احمقها ای بدبختهایی که یک عمر هفتاد سال هشتاد سال را در خیالاتتان زندگی کردید نه در واقعیات، اگر در واقعیات زندگی میکردید که نمیرفتید بالای کوه خانه بسازید، قصرتان را ببرید بالای کجا کجا بسازید نادرشاه از آن بزن بهادرها بود دیگر، از آن افراد بزن بهادرها! این از جمله شاهانی بود که در معرکهها خودش حضور داشت، آخر بعضی فقط در خانه مینشینند و دستور میفرمایند! یک سوزن هم به ایشان فرو نمیرود از مقر فرماندهی مینشینند بروید و بزنید و بکشید و جلو بروید! ولی بعضیها نه! از جملهی پادشاهان یکی شاه اسماعیل صفوی بود که او مکتب شیعه را در ایران رواج داد و از او بهتر جدش شاه اسماعیل صفوی که مرد بسیار خوبی بود شاه اسماعیل صفوی و اینها برای توسعهی مکتب تشیع واقعا زحمتها کشیدند واقعا زحمت ها کشیدند البته کسی توقع نمازشب از اینها ندارد اما این که حالا بیایند و بعضی از مسائل، نقصان ها را مطرح کنند انسان میگوید صد رحمت به آنها، اگر انسان آنها را گیر بیاورد دست و پایشان را میبوسد. شاه اسماعیل صفوی بود که در میدان جنگ خودش میجنگید و از همهی افراد نزدیکتر بود شاه اسماعیل صفوی خودش در اول معرکه وجود داشت اینها پادشاهانی بودند که قبلا حضور داشتند وجود داشتند ایران آن موقع همه معلوم بود چه قدر بود یکی از آنها نادرشاه بود نادر شاه عقاید خوبی نداشت عقایدش خیلی عقاید درستی نبود اصلا بعضیها میگویند که زردشتی بوده و اصلا در اسلامش شک است این نادر شاه چهار نفر از بهترین و صمیمیترین فرماندهان خودش را هر شب دور چادر میگذاشت که از او مراقبت کنند یکی این گوشه یکی آن گوشه آن گوشه، چهار تا فرماندهی لشگر، دو تا از قزلباش و دو تا از آن مخالفش که یوخاری باش باشد یعنی دو تا از شیعه دو تا از سنی، مرگ نادر شاه توسط همین افراد انجام شد یعنی همین چهار نفر که به عنوان پاسدار و به عنوان نگهدار او بودند همین ها میریزند در خیمه و وقتی که یک مرتبه از خواب بلند میشود دیگر میزنند و او را از پا درمیآورند خیلی قوی بود نادرشاه خیلی چیز بود

