در حال بارگذاری... ...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

دین اسلام، دین رأفت و رحمت ‏

14795
سال 1424
نسخه عربی

دین اسلام، دین رأفت و رحمت ‏

7
  • لشکر همین‌طور دارد شعار می‌دهد که پدرتان را درمی‌آوریم، می‌زنیمتان، می‌کشیمتان، داغونتان می‌کنیم؛ شما ما را این‌طور می‌کردید حالا خواهید دید، این شمشیرها را برای امروز تیز کردیم. و سعدبن عباده از این شعارها می‌داد.

  • رسول خدا آمدند و فوراً مسأله را قطعش کردند. اول کاری که کردند جای فرماندهی را عوض کردند. گفتند أمیرالمؤمنین بیاید. پیامبر در چه حالتی بود، باید کسی وصی باشد که همان حال و هوای پیغمبر را دارد، کس دیگری نمی‌تواند این بار را بردارد. لذا رسول خدا در وقتی که آمد شوخی نکرد، انشاء نخواند، منبر نرفت که: وَ أَنْذِرْ عَشِيرَتَك الْأَقْرَبِينَ‌ الشعراء، ٢١٤ وَ اخْفِضْ جَناحَك لِمَنِ اتَّبَعَك مِنَ الْمُؤْمِنِينَ‌ الشعراء، ٢١٥. پیامبر یک واقعیت درونی خودش را مطرح کرد. حقیقت را گفت:

  • ایکم یوازرونى‌1 چه کسی می‌آید و به من کمک کند و این بار مرا بردارد؟ حالا اگر ما آنجا بودیم و این کلام پیغمبر را می‌شنیدیم، ببینید یک وقت رسول خدا می‌گوید چه کسی در این راه ما را کمک کند؟ همه دست‌ها را بالا می‌بریم که یا رسول اللَه ما هستیم. ان‌شاءَاللَه خدا توفیق بدهد ما هم با توفیق او ... بی‌توفیق او همه صفر هستیم، منهای بی‌نهایت، یک عدد جبری.

  • رسول خدا بگوید چه کسی است ما را کمک کند؟ می‌خواهیم جنگ برویم، چه کسی کمک می‌کند؟ می‌خواهیم این کار را بکنیم؟ همه‌ی ما دست‌هایمان را بالا می‌بریم. ولی یک وقتی رسول خدا صلی اللَه علیه و آله و سلم اینجور صحبت می‌کند: چه کسی است که بیاید و به جای من بنشیند و خود را متعهد کند که عین من عمل کند؟ چه کسی است دستش را بالا ببرد؟ هیچ‌کس؛ من که بالا نمی‌برم، من که اهلش نیستم.

  • چه کسی است آن بار رسالت مرا بر عهده بگیرد؟ نه آن مساکین که نمی‌فهمیدند پیغمبر چه می‌گوید و مسخره می‌کردند.

  • اگر فرض کنید که در آنها افرادِ با فهمی مثل سلمان، ابوذر، مقداد، عمار، مالک، ابن عباس بودند چون اینها فهمیده‌های آن زمان بودند، اگر آنها هم بودند دستشان را بالا نمی‌بردند. نه اینکه از روی تواضع دستشان را بالا نمی‌بردند که امیرالمومنین دستش را بالا ببرد! نه! اگر أمیرالمؤمنین علیه السّلام هم در آن مجلس نبود، اینها باز هم دستشان را بالا نمی‌بردند چون اینها اهلش نیستند. فقط یک نفر باید دستش را بالا ببرد و آن علی است. و غیر از أمیرالمؤمنین علیه السّلام نمی‌تواند بلند شود، یعنی آنجا مجلسی است که رسول خدا رسالت خود را تفویض می‌کند. چه کسی می‌تواند غیر از علی دستش را بالا ببرد؟ بار رسالت را برداشتن است، مگر بار گندم و جو است که انسان بر مرکب می‌گذارد. ما جای این دو قضیه را اشتباه گرفتیم. این لشکری که برای فتح مکه حرکت می‌کند. این لشکر، لشکری است که رسول خدا فرمانده آن است و پیغمبر نمی‌تواند ببیند که این لشکر با این حال و هوا و با این کیفیت دارد می‌رود.

    1. ٢. بحار الانوار، ج ٢٩ ص ٦٧.