دین اسلام، دین رأفت و رحمت
6امّا رسول خدا در سر فکر دیگری دارد. برای همین رسول خدا شد. چرا ما رسول خدا نشدیم؟ چرا ما پیغمبر نشدیم؟ چون آن حالی که بر این رسول خدا حاکم است تازه این رسول خدا نه کس دیگر! نخیر! آن حالی که بر رسول خدا حاکم است و او را رحمه للعالمین کرده است جای دیگری پیدا نمیشود ولو اینکه بگویند ما مسلمانیم، ولو اینکه بگویند ما عالمیم، ولو اینکه بگویند ما رساله داریم، ولو اینکه بگویند همه باید به طرف ما بیایند. آن حال رسول خدا چیز دیگری است، آن حال رسول خدا مردم را میکشاند و آن حال و هواست که اسلام را جلو میبرد.
وَ ما أَرْسَلْناك إِلَّا رَحْمَةً لِلْعالَمِينَ الأنبیاء، ١٠٧ به خاطر آن جهت است.
آئینه شو جمال پری طلعتان طلب *** جاروب زن خانه را پس میهمان طلب 1 ما که در این خانه هزار خس و خاشاک راه دادیم ما که نمیتوانیم آئینهی جمال پری طلعتان بشویم، ما که نمیتوانیم محل برای ورود جذبات و فیوضات الهی بشویم، باید آنچنان شد تا اینچنین بشویم.
رسول خدا دید عجب، دارند حرکت میکنند به طرف مکه و مکه هم فتح خواهد شد و پرچم اسلام هم بر فراز کعبه بالا خواهد رفت. ولی نه آن اسلامی که او میخواهد. اسلام با زور، اسلام با شمشیر بر مکه حاکم خواهد شد، نه اسلام با رأفت و نه اسلام با توحید، اسلام با چماق و اسلامِ با چماق که اسلام نیست، اسلامِ با زور که اسلام نیست، اسلامِ با قصاصها و اطفاء آن غرائز و صفات باطنی که اسلام نیست، اسلامِ با تقاصها و تصفیه حسابها که اسلام نیست. اسلامی که هیچ چیزی در آن نباشد، اسلامی که خالص باشد اسلام است. اسلامی که میآید و به همان ابوسفیان به آن دیدی نگاه میکند که به عمار نگاه میکند. این اسلام را پیغمبر باید گسترش بدهد و این اسلام در این لشکر نیست.
- .

