در حال بارگذاری... ...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

شهرت و تأثیر تکوینی افعال و کردار انسان

کیفیت تأثیر کلام و نوشته بر نفس انسان

14203
سال 1424
نسخه عربی

شهرت و تأثیر تکوینی افعال و کردار انسان

4
  • ولی خب افراد دیگر نمی‌فهمند.بعضی‌ها که چشمان ملکوتی آنها باز شود وقتی که یک شخص گناهی انجام دهد صورت برزخی او را همان آن می‌فهمند؛ حتی اگر هم نبینند، می‌فهمند! الآن می‌فهمند فلان کس در چه وضعیتی است؛ او در چه وضعیتی است؛ او چطور است؛ حالا برخورد هم بکنند که دیگر به‌جای خود. وقتی چشم ملکوتی باز شود، آن حالتی که انسان به‌واسطۀ گناه یا به‌واسطۀ ثواب اکتساب می‌کند، خواهی‌نخواهی و تکویناً آن مسئله در آنجا نقش می‌بندد.

  • مکاشفه‌ای راجع به تأثیر اعمال بر انسان

  • یکی‌دو سال پیش بود، روزی شخصی از رفقا نزد من آمده بود، گفت:

  • آقا، من مسئله‌ای را راجع به فردی دیدم؛ آقا، من دیدم این شخص (اسم آن فرد را هم برد) حرکت می‌کند و به‌سمت مکّه می‌رود. او حرکت کرد، بیابان‌ها را طی کرد و به سرزمینی کنارِ یمن رسید، در آنجا یک‌مرتبه توقف کرد و ملائکه دیگر نگذاشتند به‌سمت مکّه حرکت کند و در همان‌جا متوقف شد و ایستاد! حال این قضیّه چه بوده؟!

  • گفتم: «إن‌شاءاللَه خیر است و چیزی نیست.»

  • مکاشفه‌ای کرده بود. حال این شخص، اصلاً او را ندیده یا خیلی به‌ندرت دیده و نمی‌تواند او را تشخیص بدهد؛ از افردی نبودند که دائماً با هم در ارتباط و معاشرت باشند. البتّه بعد, آن شخص متنبه شد و انتباهی برای او حاصل شد و از آن کار دست برداشت. و علی‌کل‌حال خداوند هم او را مشمول رأفت و غفران خودش قرار داد.

  • اجتماع أرواح مؤمنین در وادی‌السلام

  • اما مطلب چه بوده؟! ما بیش از یک روایت از امیرالمؤمنین و امام صادق علیهما السّلام داریم ـ روایت از امیرالمؤمنین علیه السّلام که مسلّم در ذهنم هست، از امام صادق علیه السّلام شک دارم ـ ولی از ائمه متعدد علیهم السّلام هم این روایت آمده است که:

  • «وقتی افراد فوت می‌کنند، اگر از زمرۀ صالحین و مؤمنین باشند، ملائکه آنها را به وادی‌السلام نجف منتقل می‌کنند.»

  • البتّه این روایت مربوط به هنگام فوت افراد و ارتحال آنها از این عالم به عالم دیگر است.1

    1. الکافی (ط - دارالحدیث)، ج ٥، ص ٥٩٩؛
      عَلیُّ بنُ محمدٍ عن عَلیِّ بنِ الحَسَنِ عن الحُسَینِ بنِ راشِدٍ عن المُرتَجِلِ بنِ مَعمَرٍ عن ذَریحٍ المُحارِبیِّ عن عُبادَةَ الأسَدیِّ عن حَبَّةَ العُرَنیِّ قال: خَرَجتُ مَعَ أمیرالمؤمنینَ علیه السّلام إلَی الظَّهرِ فَوَقَفَ بِوادی السَّلامِ کَأنَّهُ مُخاطِبٌ لِأقوامٍ فَقُمتُ بِقیامِهِ حَتَّی أعیَیتُ ثُمَّ جَلَستُ حَتَّی مَلِلتُ ثُمَّ قُمتُ حَتَّی نالَنی مِثلُ ما نالَنی أوَّلًا ثُمَّ جَلَستُ حَتَّی مَلِلتُ ثُمَّ قُمتُ و جَمَعتُ رِدائی فَقُلتُ یا أمیرالمؤمنینَ إنّی قد أشفَقتُ عَلَیکَ مِن طولِ القیامِ فَراحَةَ ساعَةٍ ثُمَّ طَرَحتُ الرِّداءَ لیَجلِسَ عَلَیهِ فَقالَ لی: «یا حَبَّةُ إن هو إلّا مُحادَثَةُ مُؤمِنٍ أو مُؤانَسَتُهُ» قال قُلتُ یا أمیرالمؤمنینَ و إنَّهُم لَکَذَلِکَ قال: «نَعَم و لو کُشِفَ لَکَ لَرَأیتَهُم حَلَقًا حَلَقًا مُحتَبینَ یَتَحادَثونَ» فَقُلتُ أجسامٌ أم أرواحٌ فَقالَ: «أرواحٌ و ما مِن مُؤمِنٍ یَموتُ فی بُقعَةٍ مِن بِقاعِ الأرضِ إلّا قیلَ لِروحِهِ الحَقی بِوادی السَّلامِ و إنَّها لَبُقعَةٌ مِن جَنَّةِ عَدنٍ»؛ الکافی (ط - دارالحدیث)، ج ٥، ص ٦٠٠؛
      عِدَّةٌ مِن أصحابِنا عن سَهلِ بنِ زیادٍ عن الحَسَنِ بنِ عَلیٍّ عن أحمَدَ بنِ عُمَرَ رَفَعَهُ عن أبی عَبدِ اللَهِ علیه السّلام قال: قُلتُ لَهُ إنَّ أخی بِبَغدادَ و أخافُ أن یَموتَ بِها فَقالَ: «ما تُبالی حَیثُما ماتَ أما إنَّهُ لا یَبقَی مُؤمِنٌ فی شَرقِ الأرضِ و غَربِها إلّا حَشَرَ اللَهُ روحَهُ إلَی وادی السَّلامِ» قُلتُ لَهُ و أینَ وادی السَّلامِ قال: «ظَهرُ الکوفَةِ أما إنّی کَأنّی بِهِم حَلَقٌ حَلَقٌ قُعودٌ یَتَحَدَّثونَ».