نظرلطف و رحمت پروردگار متعال نسبت به همه بندگان
8خب خدایا تو مرا در صغر رشد دادی و تربیت کردی و به این وضعیّت و به این موقعیّت تکاملی که الآن بتوانم تو را حمد کنم و بتوانم گوشهایی از معارف را درک کنم رساندی. این مال صغر، امّا کِبَر چیست؟ در حال کِبَر بر فرض که بعضی از مسائل بدست من باشد، حرکتها به دست من باشد و به ارادۀ من باشد کاری که تو در اینجا کردی این است که نَوهّتَ بِإسمی کبیرا. اسم مرا بلند و نام مرا نیکو داشتی در میان مردم و خلائق. مرا در میان مردم مشهور گردانیدی. اسم مرا بلند کردی. نام مرا پُر آوازه کردی. این از کجا آمده است؟ چطور شد که من نامم بلند شد! در میان مردم معروف شدم؟ و در میان مردم شهرت پیدا کردم؟ ممکن است افراد دیگری هم باشند، اما آنها به این موقعیّت نرسیده باشند. ممکن است افراد دیگری هم باشند اما نام آنها اینطور نباشد. این که الآن نام مرا تو بلند کردی و مردم همه مرا میشناسند این از کجا آمده است؟ چه کسی این کار را کرده است؟ چه کسی نفوس را متوجّه من کرده است؟ چه کسی قلوب را متوجّه کرده است؟ چه کسی این خط و خطوط را به افراد نشان داده است؟ چه کسی این کارها را کرده است؟ خود من؟ و این خیلی مسأله مسألۀ مهمی است که انسان باید متوجّه باشد که مبادا تصوّر کند این شهرت و این آوازه و این حُسنِ تعریف و مدحی که مردم میکنند مبادا خیال کند از ناحیۀ اوست. مبادا تصوّر کند که این شهرت از آثار ذاتی اوست و یک حیثیّت اکتسابی اوست. نه اینطور نیست. شهرت و انتساب را او میدهد و اگر هم بخواهد او میگیرد. تمجید و تعریف را او قرار میدهد و اگر هم بخواهد یک روزی میگیرد.
در اینجا حضرت سجّاد میفرماید از شأن پروردگار این است که خدای متعال به ارادۀ خود یک نفر را معروف میکند. شناخته شده میکند و مورد توجّه مردم قرار میدهد. و فرد دیگری را این کار را نمیکند. حال نباید آن شخص به این مسأله غرّه بشود و گول بخورد و تصوّر بکند که این از ناحیۀ اوست و افراد دیگر نباید این را به عنوان یک نعمتی که خدای متعال از آنها دریغ داشته است تلقّی کنند. نه! خدا آمده است این را معروف کرده است. خب معروف کرده است که کرده است. چرا حالا من غبطه بخورم؟ خب معروف کرده است. به کجای ارتباط انسان لطمه وارد میکند؟ یک نفر را خدا پادشاه کرده است. پادشاه کرده است که کرده است. چرا من بیایم حالا غبطه بخورم؟ معروف شده است خب برای خودش شده است. یک نفر را خداوند رئیس کرده است، او را معروف کرده است، در میان مردم موجّه کرده است، اسم او را میبرند. در رادیوها هر شب اسم آن را میبرند. آدم بنشیند غصّه بخورد ای داد بیداد نگاه کند ببین یک عمر از ما میگذرد یک دفعه اسم ما را میبرند؟ اما الآن هر شب دارند اسم میبرند. هر شب دارند از او خبر نقل میکنند. آقای فلان این کرد آقای فلان آن کرد، ولی ما نه، کسی اصلاً یادی از ما نمیکند کسی اسمی از ما نمیبرد.

