نظرلطف و رحمت پروردگار متعال نسبت به همه بندگان
5تمام اینها ارباب متفرقونند. یک روزی میآید افتخار به اینکه ما با فلان شخص بودیم. روز دیگر میآید جرأت نمیکند بگوید ما با همان شخص بودیم. یک روز میآید و میگوید فلان کس فرض کنید که از کسان بود و از دوستان بود و از چه بود. روز دیگر میآید اصلاً دوستی را انکار میکند. اصلاً چه وقت ما دوست بودیم؟ چه وقت ما یک همچنین مسألهایی داشتیم؟ در همین انقلاب، وقتی که گرفته بودند و نظام تغییر پیدا کرده بود. میگویند خیلی از افراد رفته بودند و پروندههای خودشان را از بین برده بودند که مبادا، وابستگی به آن دوره در پرونده باقی بماند و افراد از آن مطلع بشوند، وابستگی که در آن زمان به آن وابستگی افتخار میکردند در مجالس خودشان. و اینها همه عبرت است در این دنیا، پنجاه سال وابسته به یک شخصی بودی، به یک انقلاب، به یک تغییر، همۀ آنها را نه تنها فراموش کردی، بلکه مدارک آن را هم میخواهی از بین ببری و اسناد آن را هم میخواهی از بین ببری، که اصلاً اثری باقی نماند، هیچ اثری باقی نماند از این، هیچی باقی نماند.
خب جان من به جای این پنجاه سال به دنبال اربابٌ متفرقون رفتن میآمدی سراغ ام اللَه الواحدُ القَهار، سراغ او میآمدی که دیگر نه احتیاج باشد سندی را از بین ببری نه چیزی را کتمان کنی. پرونده روشن و ظاهر و آشکار برای همه، ما همین هستیم بفرمائید. ما همین هستیم. ما نه در آن موقع وابسته بودیم و نه بعد آن وابسته بودیم و نه آخرش وابسته خواهیم شد. ما همین هستیم، آقا این. چرا انسان بیاید عمر خود را به اشیائی بسپارد و دل خود را در جاهایی بگذارد که برای انتساب به آنها و نفی و عدم آن دچار دغدغۀ فکری و تشویش درونی باشد؟ چرا از اول راه خودش را درست نکند؟ لذا خدا در اینجا میفرماید کدام بهترند؟ کدام برای تو بهترند؟ کدام [برای] سعادت تو بیشتر به درد میخورد؟

