نظرلطف و رحمت پروردگار متعال نسبت به همه بندگان
4یعنی این آدم نفهمِ نادان دارد میآید با این شخصیّت حرکت کند و بعد عکس بگیرد تا اینکه یک روزی این به درد آن بخورد، در فلان قضیّه، عکس را نگاه کنند. خب ما الآن گاهی میبینیم دیگر، مثلاً فرض کنید که عکسهایی که از بعضیها با بعضیها انداختهاند. عکس نشان میدهد که آن شخص خودش را در یک موقعیّتی، همه فیلم هستند دیگر، دنیا فیلم است، همه آرتیستاند، یعنی همه هنرپیشه، و یک حالتی که آن صمیمّت و نزدیکی با او را میخواهد بیاید به رُخ دیگران بکشاند. الآن رفقا به این مطالب میخندند، ولی باور کنید این مطالب وجود داردها. وقتی که انسان به خودش واگذار بشود همین است مسأله، به همین کیفیّت است.
یک روز بنده رفته بودم دیدن یکی از بستگان در یک شهرستانی، دیدم خیلی ناراحت است. خیلی سابق، این قضیّه مال خیلی وقتِ پیش است، دیدم ناراحت است. گفتم آقا چیست؟ چرا ناراحتی؟ آهان یک سؤال کرد، آقا راستی کسی شما سراغ ندارید مثلاً از اینهایی که چیزی گم میشود پیدا میکنند، نمیدانم یک چیزهایی بلدند، یک کارهایی انجام میدهند. یک چیزهایی را پیدا میکنند. گفتم حالا چی [از] شما گم شده است؟ هِی نگفت. گفتم چی؟ زنتان گم شده است؟ گذاشته است رفته است؟ گفت نه این اینجاست. گفتم خب الحمد لله. بچّهات گم شده است؟ گفت نه این هم سر جای خود است، گفتم که خودت گم شدهایی؟ میخواهی بروی خودت را پیدا کنی، دنبال دعانویس میگردی؟ گفت نه! هِی نمیخواست بگوید، آخر گفت من یک روز رفته بودم به دیدن یک شخصی که برای دیدن او نیاز به وقت است و فلان است و چه و اینها، و در کنار او که من نشسته بودم یک عکس دونفری خلاصه از ما گرفتند، حالا من آن عکس را گم کردهام. گفتم ای داد خیال کردم بابا کسی از شما گم شده است! زن شما گم شده است. پول شما به سرقت رفته است. مکنتت چه شده است. سند، فلان، چه شده است. دیدم خیلی خلاصه. گفتم اگر من جای شما بودم هنوز در میآمدم عکس را میگذاشتم یک جا و خودم تنها میآمدم بیرون که راحت باشم و بی درد سر و با خودم چیزی را نیاورم بیرون. این حرفها چیست جانم؟ دنبال دعانویس بگردیم و بینیم این چیست و این حرفها چیست؟ گفتم یک همچنین قضیهایی چه ارزشی برای شما دارد؟ چقدر در عالم واقع و در عالم اعیان و در عالم حقیقت این قضیّه برایتان مهم است؟ بلند شدی دو دقیقه رفتی پیش یک نفر نشستی و یک عکس از شما گرفتهاند. این همه مردم میروند میآیند بالا، پایین، فلان و این حرفها داخل، خارج، فلان و مسائل دیگر. بله؟ چه ارزشی دارد که انسان بخواهد وقت و عمر خود را بگذراند در اینکه حالا فرض بکنید که یک روزی بله، ما اینجا هم بودیم. یک روزی ما در یک همچنین وضعیتی هم بودیم. حالا چیزهای دیگر را به آن نگفتیم، علی کل حال دیگر بندۀ خدا را پشیمان کردیم و دیگر پیگیری نکرد بیچاره، بعد چیزهایی شد.

