حیات حیوانی و عقلانی
6این پیشرفت نیست عزیز من. این توحّش و حیوانیّت است. این جنایت است این بربریّت است نه رشد عقلی! رشد شیطنت است نه رشد وجدان و اخلاق، رشد حیوانیّت و بهیمیّت است نه رشد انسانیّت و ارزشهای انسانی، رشد انسانیّت نیست.
رشد انسانیّت آن رشدی است که شخص میآید پیش رسول خدا صلّی الله علیه و آله و سلم و میگوید قضیّهایی را که دیشب اتفاق افتاده است من برای شما نقل کنم. رسول خدا میفرمایند چه بوده است؟ او میگوید برای همسایۀ ما غذایی آورده بودند و آنها گرسنه بودند، ما هم گرسنه بودیم، بچههای ما هم گرسنه بودند. آن زن همسایه میبیند که این غذا را اگر الان مصرف کند بچهها که خوابند، ما هم گرسنه هستیم، فعلاً هم که این بچهها خوابند تا فردا خدا بزرگ است. این غذا را [میآورد] درِ منزل ما و به ما میدهد، چون بچههای ما بیدار بودند و گرسنه بودند و او هم متوجّه بود. یعنی غذا را خودش نمیخورد و میآورد و به همسایه میدهد و میگوید بچههای من فعلاً خوابند و از این مرتبه میشود گذشت و این مسئله را ندیده گرفت. این میشود چه؟ این میشود رشد وجدان و رشد انسانیّت، رشد مکارم اخلاق.
رسول خدا فرمودند: «بُعثتُ لأتمّم مکارمَ الأخلاق»1، من مبعوث شدم تا اینکه ارزشهای انسانی را به انتها برسانم. ارزشهای انسانی، ارزشهای اخلاقی را به انتها برسانم. مکارم اخلاق را به انتها برسانم.
این قضیّه همانطوریکه عرض شد اختصاص به گروهی غیر از گروه دیگری ندارد. هر شخص در هر مرتبۀ از دنیا که بخواهد منافع را به خود اختصاص بدهد و دیگران را کنار بزند، در هر قشری میخواهد باشد، تفاوتی نمیکند، آن عالم جهالت و نادانی است. برای رسیدن به یک مرتبه به نحوی عمل کند که دیگران را از آن مرتبه محروم کند و خود آن موقعیّت را بهدست بیاورد، این همان [عالم جهات و نادانی ] است، تفاوتی نمیکند. حتی برای احراز موقعیّت دینی به نحوی عمل کند که از دیگران سبقت بگیرد و خود به آن موقعیّت برسد، این هم همان است تفاوتی نمیکند. برای رسیدن به کالایی و دستاندازی بر یک منافعی به نحوی عمل کند که به خیال خود این متاع را از دیگران برباید، آن هم همینطور است، هیچ تفاوتی نمیکند. هرچه هست در همین قالب میگنجد و در همین موقعیّت میتواند مورد ارزشیابی قرار بگیرد.
- . مکارم الأخلاق، ص 8.

