حیات حیوانی و عقلانی
2أعوذُ بِالله مِنَ الشَّیطانِ الرَّجیم
بِسمِ الله الرَّحمَنِ الرّحیم
و صلّی الله عَلَی سیّدنا و نبیّنا أبیالقاسم محمد
و علی آله الطّیبین الطّاهرین و لعنة الله عَلَی أعدائِهِم أجمَعینَ من الان إلی یومِ الدّین
و اَنتَ المَنّانُ بِالعَطِیّاتِ عَلی أهل مَملَکتِک و العآئِدُ عَلَیهِم بِتَحَنُّنِ رَأفَتِکَ اِلهی رَبَّیتَنی فی نِعمَکَ وَ اِحسانِکَ صَغیراً وَ نَوَّهتَ بِاسمی کَبیراً فَیا مَن رَبّانی فِی الدُّنیا باِحسانِهِ و تفضُّلِهِ و نِعمِهِ وَ اَشارَلی فِی الاخِرَة اِلی عَفوِهِ وَ کَرمِه
ای پروردگار من، تو مختص به منّت هستی بهواسطۀ عطایا و بخششهایی که بر اهل مملکت خود انجام میدهی و دائماً رأفت خود را متوجّه آنها میگردانی. بار پروردگارا تو مرا در نِعَمِ خود و احسان خود در حال صِغر، پروراندی و اسم مرا در حال کِبَر بلندمرتبه و پرآوازه داشتی. پس ای کسی که مرا در دنیا به احسان و تفضّل و نِعَم خود پرورش داد و به عفو و کرمِ خود و بخشش خود در آخرت نوید داد.
رحمت خاص پروردگار، عامل توجه و توفیق انسان
در جلسۀ گذشته عرض شد که اگر منّت پروردگار بر ما نبود و رأفت او شامل حال ما نمیگشت، ما هم مانند سایر افراد که در عالمِ بیخبری و جهالت و بیتوجهی نسبت به سعادت خود به سَر میبرند، ما هم مانند آنها بودیم.
البتّه در این فَقرۀ شریفه، دو معنای عامّ و خاصّ لحاظ میشود. معنای عام عبارت است از همان جنبۀ سِعه و عمومیّت رحمت پروردگار که نسبت به همۀ افراد است و نسبت به همۀ موجودات است در بقاء وجود و در بقاء حیات، حتی نسبت به کفّار و نسبت به فسّاق و نسبت به جمیع موجودات. این یک جنبه هست که فیض الهی دائماً از مبدأ فیاض به قوالب وجودیّه و امکانیّه، در حال سریان و جریان است. و آن رأفت پروردگار و عطوفت نسبت به جنبۀ کمالی افراد، مقتضی دوام فیض بر این ممکنات هست؛اما به نظر میرسد که حضرت سجّاد علیه السّلام در این فقره اشاره به جنبۀ خاص از رأفت و عطوفت پروردگار نسبت به بندگان خود دارد، که آن جنبۀ رأفت موجب اقتراب و نزدیکشدن افراد به عالم قدس و دورشدن آنها از عالم جهالت و بهیمیّت و توحّش و نادانی و حیوانیّت است.

