حیات حیوانی و عقلانی
7خدای متعال این نعمت هدایت و نعمت بازشدن اُفقهای فکری و روشن شدن عوالم غیب و مراتب توحید را نصیب هرکسی نکرده است و هرکسی نسبت به این مسئله، بهره و توشهای نبرده است. همانطوریکه دیشب عرض شد این مسئله، یک اکسیر اعظم و یک حیات و سعادت ابدی است که خداوند نصیب بعضی از افراد کرده است و چشمان آنها را به مسائل واقع و به حقایق روشن کرده است.
دیگران در چه وضعیتی هستند؟ مشاهده کنیم دیگر؛ تکالب بر دنیا، گرفتنها، بردنها، نقشهکشیدنها، برای آن خطونشانکشیدنها، تمام اینها برای چیست؟ همه برای این است که غفلت حاکم است. جهالت بر بشر حاکم است. غفلت و جهالت و نادانی. و چقدر انسان واقعاً در خسران است که خود را از این وادی بهیمیّت و حیوانیّت بیرون نمیآورد. و هرچه اولیا و بزرگان میخواهند بشر را از این موقعیّت بیرون بیاورند اجازه نمیدهد. [اولیا] میگویند: «از این زندان جهل بیرون بیا. اُفق فکری خود را گسترش و توسعه بده. در این تنگنای ضلالتها و خودبینیها و انانیّتها گرفتار نشو. اعصاب خود را راحت کن، زندگی خود را راحت کن. زن و بچۀ خود را راحت نگه دار. فکر خود را به سمت مسائل دیگری ببر. اینقدر گرفتار این وآن و در بند کارهای اینوآن نباش»! ولی کجاست گوش شنوا؟! کجاست گوش شنوا؟!
لزوم توجه به مسئلۀ سکوت در جلب رحمت خاص پروردگار
بعضیها راحتی خود را در اضطراب و تشویش جستجو میکنند! دائماً در حال تشویش و اضطراب هستند؛ گویا حیات آنها به این مسئله وابسته است. زندگی آنها اصلاً آرامش پیدا نمیکند. افرادی که در آرامش هستند در مجالس ببینید کمتر صُحبت میکنند. اگر یک ساعت انسان با آنها بنشیند، از آنها مطلبی نمیشنود مگر مطالب مفید و ضروری. و بهطور کلی انسان با سؤالکردن به جایی نمیرسد. مدام سؤال کند، مدام [بگوید:] آقا این چیست؟ آقا آن چیست؟ آقا این مسئله چیست؟ آنچه که انسان در سکوت بهدست میآورد خیلی بیش از آن چیزی است که با سؤال بخواهد بهدست بیاید.

