حیات حیوانی و عقلانی
5انسان دائماً در حال ضرر و زیانِ ناشی از مراتب جهالت و نادانی اوست، مگر آن کسانی که از این ورطه، خود را به بیرون بیاورند و عمل صالح انجام بدهند و خود را تحت تربیت شرع قرار بدهند تا تغییری در آنها پیدا بشود. و إلاّ سوار الاغ شدن با سوار هواپیما شدن در فرهنگ بشر چه اختلافی بوجود میآورد؟! اولاً الان مگر سوار اسب نمیشوند؟ سوار الاغ مگر نمیشوند؟ اینهایی که مسابقه میدهند خب سوار اسب میشوند مسابقه میدهند دیگر. اسبِ زبانبسته باعث تفریح و لذتبردن افراد واقع شده است دیگر. حالا انسان سوار حیوان بشود یا سوار ماشین بشود [چه فرقی دارد؟]. انسان وسیلۀ نقلیهاش وسیلۀ نقلیۀ سابق باشد یا جدید باشد، به فرهنگ چه مربوط است؟ به عقل و درایت چه ارتباطی دارد؟! به حساب و کتاب چه ارتباطی دارد؟!
آن هواپیمایی که ردّ میشود و سیصد مسافر بیگناه، پانصد مسافر بیگناه که از همهجا بیخبر [هستند]، از یک نقطه به نقطۀ دیگر حرکت میکنند، طفل شیرخوار و پیرمرد در میان اینها قرار دارد، [آن وقت] رأی آقایان تعلّق میگیرد بر اینکه این هواپیما را بالای دریا بزنند! مگر نزدند؟ مگر هواپیمای ایران را نزدند؟ این شخصی که الان دارد این کار را انجام میدهد تو دشمنی داری هواپیما را بزن، به مسافرها چهکار داری؟ آن بچۀ شیرخوار چه تقصیری دارد؟ آن پیرمردی که الان در آنجا نشسته است و به امید رفتن به منزل، لحظهشماری میکند او چه گناهی دارد؟ اینها مظاهر تمدّن بشری است! و آن شخصی که الان این کار را میکند [آیا] میداند چه جنایت و چه فاجعهایی بوجود میآورد؟ میداند [ولی] در عین حال میزند و لذت هم میبرد و افتخار هم میکند! این چیست؟ این همان پیشرفت فرهنگ بشر است. الحمدللّه چون پیشرفت کردند اگر سابق با تیر و کمان میزدند یک نفر را میکشتند، الان با یک وسیله میزنند سیصد نفر را تکّهتکّه میکنند، بله خیلی عالی است. این همان رشد فکری و [رشد تمدن بشری است!]

