جایگاه و ارزش مطالب و مجالس اولیای الهی
7کجا بودیم، به کجا رفتیم! عیب ندارد، بالأخره اینها مطالبی است که ایراد آن انشاءاللَه ضرری ندارد حالا اگر [نفعی هم نداشته باشد] رفقا همه میدانند دیگر، اطلاع دارند، شاید هم بهتر از ما بدانند، تجربۀ آنها هم شاید بیشتر باشد.
کلام حکیمانه علامه طهرانی راجع به غیبت
درست یادم میآید من هشتساله بودم و کلاس دوم ابتدایی بودم، در جلسات جمعه که آن موقع سیّار و گردشی بود، یک روز مرحوم آقا راجع به این قضیّه صحبت میکردند. چون آن موقع وقتی که ما میرفتیم در جلسات و بیرون میآمدیم، مجبور بودیم مطالبی را که مرحوم آقا گفتهاند پس بدهیم؛ یعنی ایشان از ما سؤال میکردند: «ما امروز در جلسه چه گفتیم؟» چون جلسات ایشان قصّه داشت، اول، قصّههای آن یاد ما میماند. شروع میکردیم تعریفکردن. میگفتند که «بیا خانه برای مادرت بگو من چه گفتهام.» ما که قصّهها را میگفتیم، یک خُرده به ذهنمان فشار میآوردیم، چند جمله هم از این طرف و آنطرف جور میکردیم و بالأخره یک قِسمی ما نمیگذاشتیم خیلی کار خراب باشد! ولی قصّهها خوب یادم است.
یادم است یک روز ایشان بهمناسبتی در صحبتهایشان راجع به غیبت و اینها صحبت میکردند که مرحوم آقای انصاری -رضوان اللَه علیه- میفرمودند: «گرچه میگویند گفتنِ عیب ظاهرِ مردم حرام نیست ولی واجب هم که نیست.» فرض کنید کسی عیب عَلنی و یک گناه علنی دارد، حالا شخصی کاری میکند و دیگران هم میدانند؛ آیا درست است انسان این عیب را بهطور علنی بگوید و تعریف کند؟ کاری کرده است دیگر! چهکار دارید؟!
بعد ایشان میفرمودند که اگر شخصی غیبت کسی را کرد -[برخلاف آنچه] معروف است- نباید برود و به او بگوید که «من غیبت شما را کردم، راضی باشید»؛ چون ممکن است این عمل خِلافی که انجام داده است، به گوش او نرسیده باشد. منبابمثال فقط به یک رفیقش گفته باشد: «فلان کس فلان کارِ خِلاف را انجام میدهد.» شاید این رفیقش رعایت مسئله را کند و نرود بگوید، بعد خود این شخص برود بگوید: ما غیبت شما را کردیم. این کار که بدتر است، اینکه دیگر خِلاف است؛ یعنی خود غیبتکردن یک عمل خِلاف است، افشاء این غیبت و ایجاد تفکّر در شخص، یک عمل [خِلاف] دیگری است. آن را چهکار کنیم؟ آنوقت در اینجا دو کار خِلاف انجام شده است: یکی انسان غیبت برادر مؤمن را کرده است؛ دوم ذهن او را نسبت به این جریان پریشان کرده است.

