در حال بارگذاری... ...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

جایگاه و ارزش مطالب و مجالس اولیای الهی

با تأکید بر مکتب علامه طهرانی

14341
سال 1424
نسخه عربی

جایگاه و ارزش مطالب و مجالس اولیای الهی

2
  •  

  •  

  • أعوذُ بِاللَه مِنَ الشَّیطانِ الرَّجیم

  • بِسمِ اللَه الرّحمٰنِ الرّحیم

  • و صلّی اللَهُ عَلیٰ سیّدِنا و نبیِّنا أبی‌القاسمِ محمدٍ

  • و علَی آله الطّیبینَ الطّاهرینَ

  • و لعنةُ اللَهِ عَلَیٰ أعدائِهِم أجمَعینَ مِنَ الانَ الیٰ یَومِ الدّین

  •  

  •  

  • امام سجاد علیه السّلام در دعای ابوحمزه عرضه می‌دارند:

  • و أنتَ المَنّانُ بِالعَطِیّاتِ عَلیٰ أهلِ مَملَکتِک و العائِدُ عَلَیهم بِتَحَنُّنِ رَأفَتِکَ. إلَهی رَبَّیتَنی فی نِعَمِکَ وَ إحسانِکَ صَغیرًا وَ نَوَّهتَ بِاسمی کَبیرًا، فَیا مَن رَبّانی فِی الدُّنیا بِإحسانِهِ و تفضُّلِهِ و نِعَمِهِ وَ أشارَ لی فِی الآخِرَة اِلیٰ عَفوِهِ وَ کَرمِه.1

  • بار پروردگارا! تو با هِبه و عطایای خودت، بر اهل مملکت خودت منّت گذاردی و منّتِ هدیه و عطیّه را به خودت اختصاص دادی و نسبت به یک شخص دائماً این اظهار رأفت و محبّت را پی‌درپی داشتی

  • این‌طور نبود یک روز نعمت بدهی و رأفت کنی و روز دیگر یادت برود و فراموش کنی، از لیست بیندازی و حذف کنی. این چند (دوسه) خط، در یک زمینه مطلب دارند. «تَحنُّن رأفت» یعنی اظهار محبّت و علاقه و رحمت نسبت به یک شخص.

  • تفاوت خالق و مخلوق در اظهار محبت

  • دیده شده است که افراد آن ارتباطی را که با اشخاص دارند، براساس نحوۀ معاشرت و ارتکازشان با آن افراد دور می‌زند؛ اگر ارتباط زیاد باشد بیشتر در ذهن هستند، اگر ارتباط کم باشد کمتر هستند. گفت: «از دل برود هر آنچه از دیده برفت.»2 هرچه آن آثار ظاهری و ظواهر در انسان قوی‌تر باشد، میزان حضور اشخاص در ذهن انسان بیشتر است.

  • این بر اساس همین مسائل ظاهری است؛ اما در مورد پروردگار این‌طور نیست: «و العائِدُ عَلَیهِم بِتَحَنُّنِ رأفَتِک؛ پیوسته تو به‌واسطۀ التفات و رأفتی که به مردم داری دائماً این رأفت در حال استمرار و تداوم است.»

  • محبت و رحمت الهی منشأ تمام قضایا

  • خیال می‌کنم راجع به این مسئله در سال‌های گذشته صحبت شد که ما نمی‌دانیم وضعیت و حالاتی که برای ما پیش می‌آید، از کجا نشئت می‌گیرد؟! ما خیال می‌کنیم مسائلی که برای ما پیش می‌آید، همه دفعی و صُدفه‌ای است. صُدفه [یعنی] همین‌طور یک اتّفاقی می‌افتد؛ یک مریضی می‌آید و بعد خوبی می‌آید، یک فشار می‌آید و بعد یک گشایش می‌آید، یک ضیق می‌آید و بعد یک فرح و انبساط می‌آید.

    1. مصباح المتهجّد، ج ٢، ص ٥٨٣، فقره‌ای از دعای ابوحمزه ثمالی.
    2. ضرب‌المثل.