حق وعمل به آن پایه واساس مكتب عرفان
8مرحوم آقا را نگاه کنید یک کتاب روح مجرد نوشته است در این کتاب روح مجرد چه مسائل مهمی را ایشان در آنجا تذکر دادند یکی از افرادی که در آنجا خیلی اسمش آمده است و خیلی مورد نظر مرحوم آقا بوده است همین شخصی است که در روح مجرد هست و بعد مطرود واقع شد و مرحوم آقای حداد او را طردش کردند و خلاصه از خودشان دیگر راندند و بیرون کردند، خب این یک فردی است که سِیر حالاتش بهطور اجمال در کتاب روح مجرد آمده است1 اگر شخصی این را مطالعه بکند، تازه ایشان مطلبی نسبت به او نگفتهاند خیلی شرح ندادند آنچه را که ما از ایشان میدانیم بیش از آن چیزی است که ایشان در کتاب آوردهاند از نقطهی نظر نزدیکی ایشان با آقای حداد و محرم اسرار بودن آقای حداد و اقترابی که نسبت به ایشان داشتند و آن جنبه وُدّ و محبت و التصاقی که نسبت به او احساس میکرد و جهتی که در ذهن او و در نفس او نسبت به سمت و سوی آقای حداد وجود داشت این چیزی است که کمتر تعبیری در کتاب آورده شده نسبت به این قضایا، خُب ما یک چیزهایی میدیدیم در همان وقت مشاهده میکردیم البتّه خود من هم در آن موقع بعضی از کارهای ایشان را تأیید نمیکردم سنّم حدود شانزده سال، هفده سال بود.
اما وقتی که در جریان جهتگیری نسبت به حق و تشخیص استاد و گرایش به استاد و لزومِ اطاعت از استاد مطرح میشود، بعد از زمان مرحوم آقای انصاری، شما میبینید که تمام افرادی که بعد از مرحوم آقای انصاری بودند البتّه همه نه! یکی، دو، سهتایی باقی ماندند آنها همه وارد یک جریان و یک گروه و یک دسته و یک باند و خلاصه یک کیفیت سمت گیری نسبت به وضعیت خودشان را پیدا کردند خُب در میان اینها افرادی بودند معاند بودند مخالف بودند و آنها آتش بیار و ببر معرکه بودند و نمیگذاشتند افراد دیگر مطالب در آنها اثر بگذارد و دور آنها را میگرفتند و با القاء مطالب خلاف، ذهن آنها را مشوش میکردند من از آن زمان خاطرات خیلی تلخی دارم خیلی خاطرات تلخی دارم از همان زمان که البتّه در آن موقع سن ما حدود ده سال میشد، نه سال ده سال من سنم بود، ولی خب جریانات همه در ذهنم هست و خیلی این قضیه برایم عجیب است که او را با مسائلی که بعد اتفاق افتاد چطور مقایسه میکردیم و چه نتایج خوبی هم از این به دست میآوردیم.
- مصدر؟؟؟

