در حال بارگذاری... ...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

حق وعمل به آن پایه واساس مكتب عرفان

14295
سال 1423
نسخه عربی

حق وعمل به آن پایه واساس مكتب عرفان

6
  • به‌طور کلّی، اصل این تفکر باطل است اصل یک همچین تفکری، اگر من آمدم یک کاری انجام دادم یک قضیه‌ای آمدم انجام دادم شما فوراً بدون اینکه ببینید تقصیر من بوده است یا تقصیر شخص دیگری بوده است؟ بیایید بگویید که حق با آقای طهرانی، آقای آقا سید محسن است پس بنابراین باید زد و کوبید و بعد .... نه! این غلط است. محبت به جای خود محفوظ ولی منطقی فکر کردن و درست فکر کردن آن هم باید به جای خودش چه باشد؟ محفوظ باشد.

  • این یکی از اصول مسلّمه‌ی سلوک است این‌طور باید سالک فکر کند شاید من آمدم اشتباه کردم در یک قضیه، آیا هر عملی را که من انجام می‌دهم صحیح است؟ بله نسبت به امام علیه‌السّلام و نسبت به ولی خدا که مراتب فنا را طی کرده است این مسئله در آنجا حرف ندارد یعنی آن جای شکی نیست اما نسبت به افراد عادی دیگر، من، امثال من، همه، بدون هیچ رودربایستی و بدون هیچ ملاحظه، اینکه‌ عرض می‌کنم نه از باب تواضع است ها! نه آقا ما اهل تواضع هم خیلی نیستیم! همچین بله تواضع هم .....! تواضع در جایش خوب است اما انسان بخواهد تو هر چیز از تواضع به عنوان یک حربه استفاده بکند و بخواهد خلاصه در میان افراد جا باز کند، نه! این همچین چیز خیلی خوبی هم نیست و ممدوح هم نیست این حرف‌ها تواضع ندارد مهم‌تر از هر چیز مکتب و راهمان است.

  • بعد از مرحوم آقا رضوان اللَه علیه یک مسأله‌ی مهمّی که دائماً این مطلب را با ما مطرح می‌کردند همین قضیه بود، چرا شما جانب این افراد را نمی‌گیرید؟ چرا شما مثلًا قوم و خویشت را کنار گذاشتید؟ چرا مثلًا تو رحمت را وِل کردی رفتی یکی دیگر را گرفته‌ای؟ این مطالب را ما می‌شنیدیم و در این زمینه و من خیلی تعجّب می‌کردم خیلی من تعجّب [می‌کردم‌] آخر شخص بزرگی که هفتاد سال در میان شاگردان و ارحام و قوم و خویش و بقیه، به صدق و طرفداری از حق معروف بود چطور یک مرتبه به این کیفیت پس از او مسئله تغییر پیدا می‌کند؟ خیلی برای من عجیب بود یعنی باور نمی‌توانستم بکنم، افرادی که با ایشان بودند و نشست و برخاست کردند و کیفیت ارتباط ایشان را در مسائل ملاحظه کردند و همه را دیدند آن وقت بیایند به انسان بگویند چرا شما فرض بکنید که این بستگانت را وِل کردی آمدی یکی از آدم‌های غریبه را گرفتی؟ اصلًا مگر صحبت گرفتن و وِل کردن است؟ اصلًا چیزی که به ذهن من خطور نمی‌کرد حتی در آن زمان، این بود که من بیایم و در راهی را که انتخاب می‌کنم شخص مورد نظر من باشد حتی مرحوم آقا هم در نظر من نبود بالاتر از این؟ یعنی من می‌گفتم که باید حق از همه چیز بروز و ظهورش اقوی باشد، از هر چیزی می‌خواهد باشد.