در حال بارگذاری... ...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

حق وعمل به آن پایه واساس مكتب عرفان

14295
سال 1423
نسخه عربی

حق وعمل به آن پایه واساس مكتب عرفان

2
  •  

  •  

  • أعوذُ بِاللَه مِنَ الشَّیطانِ الرَّجیم‌

  • بِسمِ اللَه الرَّحمَنِ الرَّحیم‌

  • وصلَّى اللَه عَلَى سیدنا و نبینا أبى‌القاسم مُحَمّدٍ

  • وعلى آله الطّیبین الطّاهرین و اللعنة عَلَى أعدائِهِم أجمَعینَ‌

  •  

  •  

  • وَ لَا إِلَهَ إِلَّا أَنْتَ وَحْدَک لَا شَرِیک لَک اللَهمَّ أَنْتَ الْقَائِلُ وَ قَوْلُک حَقٌّ وَ وَعْدُک صِدْقٌ: وَ سْئَلُوا اللَه مِنْ فَضْلِهِ‌1 إِنَّ اللَه كانَ بِكمْ رَحِيماً2 وَ لَیسَ مِنْ صِفَاتک یا سَیدِى ان تَأْمُرَ بِالسُّؤَالِ وَ تَمْنَعَ الْعَطِیةَ وَ أَنْتَ الْمَنَّانُ بِالْعَطِیاتِ عَلَى أَهْلِ مَمْلَکتِک وَ الْعَائِدُ عَلَیهِمْ بِتَحَنُّنِ رَأْفَتِک.

  • عرض شد که حضرت در اینجا نسبت به خدای متعال عرضه می‌دارد که خدایا تو بر آنچه که در دل و ضمیر من می‌گذرد اطّلاع داری و خبر داری که در دل ما چه می‌گذرد و نسبت به تو من چگونه می‌اندیشم و چطور فکر می‌کنم و به واسطه‌ی همین مسئله است یعنی به واسطه‌ی همین یقین به توحید و صرافت در وجود و صرافت در توحیدی که نسبت به تو دارم و تو را مؤثر [می‌دانم‌]، چه در نَفسِ حقیقت ذات و چه در آثار و لوازم ذات و چه در افعال که مترتّب بر تعینات وجودی است در عالم کون، فقط من تو را مدّ نظر دارم و بس و کس دیگری را در این مرتبه شریک نمی‌دانم و هیچ ذاتی را در اینجا من شرکت نمی‌دهم.

  • بالإجمال عرض شد که مسئله‌ی توحید نسبت به ذات پروردگار عبارت است از وحدت یافتن او و وحدت دانستن او در همه‌ی مراتب وجود، چه در اصل وجود و چه در آثار و تبعات وجود، به حیثی که هیچ‌گونه نِدّ: نظیر، و ضِدِّ: مقابل، برای او نتوان تصور کرد این معنا معنای توحید است.

  • واقعاً در مسئله توحید اگر انسان این چنین فکر کند که هرچه در عالمِ وجود اتفاق می‌افتد آثار اوست و شئونات ذات او و جلوات مختلفه‌ی صادره‌ی از ذات واحد، به این نحو، اگر انسان به این قسم بیاندیشد این مسئله در طرز تفکر او نسبت به قضایا و نحوه‌ی ارتباط او با مسائل خارجی تأثیر شگرفی دارد و خیلی مسئله مسئله‌ی قابل توجّهی است و می‌تواند زیر بنای صفات نفسانی او و ملکات او را تغییر بدهد و طبعاً وقتی که صفات و ملکات تغییر کرد افعال هم به دنبال او متحوّل خواهد شد فرق می‌کند. اگر انسان بداند که ذات واحد در عالم وجود فقط یکی است. و همه‌ی این اختلافات، همه‌ شئونات آن ذات واحد است که از آنجا تنازل پیدا می‌کند بنابراین دیگر نظرش به تعینات و به اشیاء خارجی نمی‌رود اول نظر بر آنجا می‌اندازد آن‌گاه این مسائل را از دیدگاه ظاهر و به حسب تکلیف مورد ارزیابی قرار می‌دهد.

    1. سوره نساء (٤) آيه ٣٢.
    2. سوره نساء (٤) آيه ٢٩.