حق وعمل به آن پایه واساس مكتب عرفان
5خب این مردمند دیگر، خودش دارد میگوید من نیستم، میگوید دروغ میگوید دیگر، ما یکی را گیر میآوریم ببوسیم حالا هر کی هست آقا سید ابوالحسن است یا غیر آقا سید ابوالحسن! اصفهانی است یا شیرازی است یا کرمانی برای ما فرق نمیکند یا علی، این خُب یک دسته هستند از مردم یا اینکه فرض بکنید که ...
اینی که عرض میکنم چون واقعیت دارد میگویم ها، خودتان میدانید دیگر، مردم در قضاوتهایی که میکنند چگونه فکر میکنند؟ اصلًا واقعاً فکر نمیکنند. شما ببنید یک دعوایی توی یک محلهای بشود، همین، بالأخره ما دیدیم همه دیدید دیگر، یک دعوایی توی یک محله بشود تا یکی از توی خانه سرش را میآورد بیرون میبیند رفیقش را دارند میآید کتک زدن به او، خب اصلًا فکر نمیکند شاید رفیقت تقصیر داشت مقصر شاید این است میآید کتک را میزند بعد میگوید خب حال بشینیم فکر کنیم ببینیم حالا تقصیر کی بوده است؟ این را میگویند آدم دیوانه، فکرش بعد از حرفش است اول میزند میگوید حالا چون رفیقم را دارند میزنند ما هم بزنیم خب اینکه ظلم است اینکه خلاف است شاید رفیقت در اینجا مقصر بوده است حالا تو خیلی میخواهی رفیقت را هم نزنی برو جدا کن فعلًا برو جدا بکن، تا بعد بشینی تحقیق بکنی ببینی قضیه از چه قرار است.
به صرف اینکه یک قضیهای چون مربوط به رفیق انسان هست نباید انسان خدای نکرده بیاید موضع مخالف بگیرد نسبت به شخص مقابل ها! این خیلی مسئلهی مهمی است ها.
این مسئله را باید بدانید، به صرف اینکه انسان نسبت به یک شخصی ارادت دارد نباید در یک قضیهای که اتفاق میافتد بیاید جانب او را بگیرد قبل از اینکه تحقیق کرده باشد ها، به صرف اینکه انسان نسبت به یک شخصی محبت دارد نباید بیاید هر قضیهای که اتفاق میافتد حق را به جانب او بدهد و گناه را به گردن آن فرد دیگر بیاندازد.

