رسیدن به قرب خداوند متعال امری اکتسابی یا خدادادی؟
4من یک وقت در خاطرات همین حکومت گذشته، افراد و رؤسای حکومت گذشته و اینها، کتاب تاریخ میخواندم تاریخ آنها و حالاتشان، خیلی عجیب به یک نکتهای برخورد کردم، خیلی، دیدم اغلب کسانی که در همان زمان از مدّاحین آنها بودند و از ثناگویان دربار آنها بودند و از مواجب بگیر آنها بودند و مقالات در مدح و ثنای آنها چه مینوشتند و به کسی اجازه نمیدادند که انتقادی و صحبتی از آنها و بر ردّ آنها داشته باشد و دائماً درصدد روپوشی بودند دائماً درصدد بزرگنمایی بودند دائماً درصدد جعل اکاذیب و تغییر و تبدیل حقایق بودند و عمری را نوکرانه و چاکرانه و ذلیلانه و زبونانه در خدمت آنها گذراندند همین که تَقی به توقی خورد انقلاب شد، انقلاب شد و یا هنوز هم انقلاب نشده بود، دیگر مشخص بود که دیگر روند به چه قسم است و به چه صورت هست، شروع کردند صد و هشتاد درجه از این طرف، بد گفتن و استهزاء کردن و محکوم کردن و اسرار را فاش کردن به نحوی که از این طرف از هیچ وقاحتی کوتاهی نکردند.
حالا تو میخواهی اسرار را فاش کنی خُب دیگر چرا میآیی فلان عکس را با آن منظره پخش میکنی؟ خُب این کار درست است؟ حالا چون حکومت حکومت ظالم است و چون این افراد افراد فاسدی هستند باید آمد عکسهای وقیح، چه وقاحتی! آمد و اینها را چاپ کرد و در معرض و مرءآ قرار داد که ببینید اینها چه بودند؟
خُب این این مال چه است؟ این مال چه است؟ این مال این بیاعتنایی و بیاعتباری دنیا استها! یک عمر مواجب بگیر این بوده است، یک عمر، همین که میبیند ورق برگشت اینقدر این آدم وقیح و قبیح و پَست و رذلی هست که حتی نسبت به این مسئله ساکت هم نمینشیند، خُب بسیار خُب، حالا تو آمدی و از آنها پول گرفتی و یک عمر در خدمت ظلم بودی حالا دیگر این کارها چه است میکنی؟ حالا بگو فرض بکنید که بله آقا ما پول میگرفتیم ما چه میکردیم راستش را بیا بگو بعد هم بیا بگو اینها این کارها را میکردند اما آمدن و به این نحوه آبرو بردن و موجب فساد و رواج فساد شدن، دیگر از این حکم .....! رو پشت بام بود گفت نرو جلو میافتی آمد از این طرف، از این طرف افتاد. خب نه از آن طرف برو بیفت نه بیا اینجا و از این طرف، کار زشت زشت است. کار قبیح قبیح است. کار قبیح قبیح است.

