رسیدن به قرب خداوند متعال امری اکتسابی یا خدادادی؟
3خدای متعال هر موجودی را بر اساس یک حکمت و بر اساس یک مصلحت خلق کرده است و هیچ کدام از ما و غیر ما که در اینجا نشستهایم، هیچ کدام از ما گُتره و سرِخود و بیخود خلق نشدهایم منتهی چون نظر ما بر عالمِ ظاهر و بر مادّه است و خود را از وصول و رسیدن به آن عالم، عالم معنا، دور میبینیم این صفت یأس و ناامیدی بر وجود ما چیره میشود و ما این یأس و ناامیدی را به حساب عالم خلقت و به حساب نظام آفرینش میگذاریم میگوییم آقا اگر قرار باشد که کسی را انتخاب کرده باشند دیگر ما اینجا چه کار کنیم؟ از اول رو بعضیها انگشت گذاشتهاند همانها کارشان درست است و بقیه همه وِل معطلند. آقا دیگر چرا ما بیخود بخواهیم کاری انجام بدهیم زحمت بکشیم؟ اگر قرار باشد به ما نظر شده باشد به کسی بخواهد یا نخواهد میرود، اگر نظر نشده باشد صد سال هم هر کاری بخواهد انجام بدهد فایدهای ندارد پس بنابراین چرا کاری انجام بدهیم؟ پس بنابراین چرا زحمت بکشیم؟ پس بنابراین چرا تقلّا کنیم؟ پس بنابراین چرا کوشش کنیم؟
این یک جواب خیلی عامیانه دارد جواب عامیانهاش این است که خُب نکنید خیلی راحت، کسی درخواست نکرده بیایید کوشش کنید! نه از ما کسی درخواست کرده است و نه از شما، از هیچ کس. در مقام عزت و غیرتِ خدا هیچ کس تابِ وجود ندارد، خدا به پیغمبرش هم میگوید نمیخواهی نکن. نمیخواهی نکن ما ناز کسی را نمیکشیم و منّت کسی را نمیکشیم. ما با حالت طلبکاری میخواهیم سراغ خدا برویم خُب خدا میگوید نیا، خیلی جواب راحتی دارد ولی مسئله اینطور نیست. انسان به یک جایی میرسد که مجبور میشود به هر دری بزند. بلند میشود میرود جوانیش را میگذارند دوران توسطش را میگذراند دور خودش مال و منال جمع میکند بچهها دور خودش جمع میکند. بیا، برو، کسب، کار، بالا، اعتبارات، اموال، همینطوری جمع میکند بالا پائین، یکدفعه همین که کمکم موها سفید میشود و دارد به ... ای داد بیداد خُب این چه شد؟ خُب این چه شد زنگی است که وجدان انسان آن زنگ را به صدا درمیآورد، میگوید خُب چه شد؟ این همه مال جمع کردیم برایمان چه فایدهای داشت؟ شده است وزر و وبال. این همه اعتبار کسب کردیم چه شد؟ این همه بیا برو به دست آوردیم چه شد؟ این دنیا همین است ها! خیلی عجیب است.

