رسیدن به قرب خداوند متعال امری اکتسابی یا خدادادی؟
6دیدید در این مجالس تبرّی که تشکیل میدهند در شبهای عید الزهراء و اینها، دیگر آن شاعر هرچه از تو دهنش درمیآید به این عُمَر میگوید حالا عُمَر نکرده است فرض کنید این کار را، مثلًا من باب مثال، یا عثمان یا ابوبکر و اینها، اینها صحیح نیست، یا اگر فرض بکنید که یک کار خلافی کرده است انسان بیاید آن کار خلاف را که در سرّ انجام داده است بیاید او را فاش کند این صحیح نیست و اصلًا بهطور کلّی از یک شیعه و از مرام یک شیعه، شیعه امیرالمؤمنین این اصلًا خوشایند نیست که بیاید دهان خودش را و زبان خودش را به فُحش و سبّ و حرفهای رکیک، حالا هر جا ...
میگویند رُفع القلم است در شب عید الزهراء قلم تکلیف برداشته میشود نه آقا جان قلم تکلیف هست سر جایش است حالا آمدن و گفتن و خندیدن و شوخی کردن همه خوب است اینها تبرّی است. البتّه برای افراد عوام اما برای یک سالک، این باید فکر خودش را و ذهن خودش را فراتر از این حرفها ببرد عمر کیست اصلًا که آدم بیاید به آن فکر کند؟ ابوبکر دیگر کیست که آدم بیاید اصلًا به آن فکر کند و به آن نظر کند؟ تبری که آمدهاند و گفتهاند که انسان باید تبری داشته باشد از اعداء محمد و آل محمد، معنایش این نیست که بیاید بگوید، بخندد، خوشحالی بکند معنایش این است که قلب خود را از اعتقاد به آنها و از محبت به آنها پاک کند و راه خود را از راه آنها جدا کند و آن ظلم و ستمی که آنها بر حق و حقیقت وارد کردهاند او وارد نکند الآن که یک سنّی دارد میآید و آگاهانه دارد از مکتب عُمَر دفاع میکند این همان عُمَر است منتهی عُمَر در این زمان، آن معاندی که الآن دارد میآید و از ظلمهایی که این خلفاء بر انسانیت روا داشتهاند و بر اهل بیت روا داشتهاند و در عالم واقع و معنویت این ظلم را روا داشتهاند و مسیر حق را که متابعت فقط و فقط و فقط از امیرالمؤمنین علیهالسّلام است برگرداندند و به ضلالت و جهنم و انحراف کشاندند این میآید قلب تاریخ میکند و انکار میکند انکار میکند برای چه؟ برای مصالح نفس، احمق، تو که داری الآن انکار میکنی خُب آن دنیا که چیزی به تو نمیدهند برای این دفاعی که الآن داری میکنی! تو را هم به او میبندند هر دوتان را به یک نخ میبندند چیز میکنند.

