در حال بارگذاری... ...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

اهمیت مساله حسن ظنّ به برادر مومن

13990
سال 1423
نسخه عربی

اهمیت مساله حسن ظنّ به برادر مومن

4
  • و نظایر این قضایا الی ماشاءاللَه. تمام مسائلی که در دنیا اتفاق می‌افتد اگر نگوییم صددرصد نود و هشت درصد بر اساس سوء ظن و بر اساس عدم ابقاء احتمال صحت در نفس انسان است که انسان این حالتی را که می‌شنود این مطلبی را که احساس می‌کند هیچ حمل به صِحت در آن نمی‌کند هیچ جای صحت در آن نمی‌گذارد تا این حرف را زد نخیر این به خاطر این بوده است آن به خاطر... آقا خب دو قدم برو سؤال کن طوریت نمی‌شود که! برو یک مطلب را بپرس، بپرس، خودش هرچه گفت خب بپذیر دیگر. هان! فوقش می‌گوید آقا من گفتم اشتباه کردم دیگر، یا می‌گوید نه آقا من این حرف را زدم و نیّتم این بوده است و درست هم بوده است آن وقت خودت هر تصمیمی خواستی بگیر یا بگذر و عفو کن یا بنا بر تشخیص و مصلحت خودت آن تصمیم مقتضی را اتخاذ کن اما اینکه یک حرف به گوش من برسد من هم آن شخص را ندیدم بعد روی این حرفی که او نقل کرده است لعله اینکه ناقل اشتباه نقل کرده است روی حرفی که ناقل آمده نقل کرده من بیایم روی آن حرف چه کنم؟ شروع کنم ترتیب اثر دادن و قضایا را یک به یک بار کردن و نتیجه گرفتن و عکس‌العمل خارجی نسبت به این مطلب ایجاد کردن، دیگر اینجا خدا می‌داند چه خواهد شد خدا می‌داند چه خواهد شد. 

  • تمام دوئیت‌هایی که در دنیا اتفاق می‌افتد همه بر اساس همین قضیه است تمام قتل‌هایی که در دنیا اتفاق می‌افتد بر همین اساس است تمام دشمنی‌هایی که بین افراد و بین اشخاص است بر اساس این مسئله است یعنی واقعاً، واقعاً اگر یک جامعه‌ای به عنوان یک دستور کلی از فردا بیاید این مطلب را، همه ها، نه اینکه بعضی‌ها انجام بدهند بعضی‌ها انجام ندهند آن وقت او سرش کلاه می‌رود دیگر، نه همه بیایند در این جامعه، این مسئله‌ی احتمال صحت را مدّ نظر قرار بدهند آن وقت می‌بینیم ارتباطات دیگر چه می‌شود صحبت‌ها دیگر بر چه محور دور می‌زند مسائل دیگر بر چه محور دور می‌زند تمام این‌ها به خاطر چه است؟ به خاطر اینکه آن شخص بر اساس مُدرکات و ذهنیات خودش و بر اساس آنچه را که به واسطه‌ی عقل ناقص و تجربه‌ی‌ ناقص و سعه‌ی صدر ناقص و فهم ناقص خود می‌آید و به یک فردی تحمیل می‌کند می‌گوید تو اینجور هستی یعنی به عبارت دیگر می‌خواهد مقام اثبات را با مقام ثبوت تطبیق بدهد می‌خواهد بگوید اینی که من فهمیدم همینی است که در خارج هست عین همین است هیچ دست نخورده است می‌گویم آقا شاید شما در مقام اثبات اشتباه کردید شاید شما در ترتیب مقدمات اشتباه کردید شاید اشتباه کردید شاید نظر این شخص در این قضیه این‌طور نبوده است، نه مگر می‌شود این‌طور باشد؟ چرا نمی‌شود آقا؟ چرا نمی‌شود این‌طور باشد؟ ممکن است یک شخص با همین سنّ پیری و با همین معلوماتش در یک جا اشتباه کرده است حالا ما می‌آئیم می‌گوییم نه! این از روی عمد این کار را انجام داده است مگر می‌شود یک همچین آدمی با این تجربه این را نفهمد؟ [بله] ممکن است یک وقتی نفهمد آن وقت ما می‌آئیم مسئله را می‌بریم روی عمد، وقتی که بردیم روی عمد، عکس‌العمل نشان می‌دهیم این عکس‌العمل در آنجا در فلان قضیه یک طیف وسیعی از جنجال را به پا می‌کند آن جنجال منتقل به اینجا می‌شود این جنجال منتقل به اینجا، بله همدیگر را بمباران...، شروع می‌کنند در حالی که اصل قضیه از اول، بابا این اشتباه کرد تمام شد وقتی که بگویند اشتباه کرد چه می‌شود؟ تمام می‌شود دیگر. شروع می‌کنند همدیگر را تق، توق، فلان یک ملت دو ملت می‌رود هوا! همه‌اش سر چه؟ سر یک اشتباه. این اشتباه را به جای عمد گذاشته‌ایم همین تمام شد و رفت التفات کردید.