اهمیت مساله حسن ظنّ به برادر مومن
7پس بنابراین اولین مطلب و مهمترین قضیه در سیر و در راه این است که انسان نفس خود را به نحوی عادت بدهد ـ شما به فکر این نباشید که دیگران بیایند انجام بدهند نه خودمان از خودمان شروع کنیم ـ نفس خود را به نحوی عادت بدهد که مسئلهی حسن ظن برقرار باشد.
یک مجلسی چند سال پیش در یک جا اتفاق افتاد یک جریانی در آن مجلس شد، افرادی که متصدی آن قضیه بودند افرادی بودند که خب چندان سر آشتی با ما نداشتند و خلاصه مسائلی بود، من در قم بودم این شخص آمد [و] گفت آقا ما در این مجلس شرکت کردیم و یک همچین قضیهای انجام شد و یک همچین حرفی زده شد من فوراً گفتم خب شاید حرف توجیه داشته باشد توجیحش به این است که منظور این شخص که آمده این حرف را زده منظورش در اینجا این است او یک فکری کرد و گفت بد توجیهی نیست ولی آیا نظر او هم همین بوده است؟ گفتم خب حالا بگو همین بوده است حالا چون او دشمن هست ما بگوییم نه آن است؟ نه عیب ندارد وقتی ما میتوانیم حتی کار یک شخصی که مخالف است حمل به صحت کنیم خب چرا نکنیم؟ این حمل صحت فقط مگر برای دوست باید باشد؟ این کار قابل توجیه است بسم اللَه، بسم اللَه، حالا اگر این توجیه صحیحی داشت خب شما راهِ به خطا نرفتید و اگر توجیه نداشت چیزی از شما کم نشده است، آن خودش میداند و حساب خودش که آمده یک همچین حرفی را زده است.
یک وقتی مطلب توجیهبردار نیست و مسئله یقینی است خب اینجا باید انسان طبق تکلیف عمل کند یک وقتی یک مطلبی هست این قابل توجیه است وقتی قابل توجیه هست و انسان میتواند بگوید شاید نظر این شخص در بیان این قضیه اینطور بوده است خب بیاییم توجیه کنیم. حداقل اقل این مسئله حداقلش این است که نفس انسان یک قدم آمده است جلو، این حداقلش است یعنی نفس انسان یک مرتبه از مرتبهی بهیمیّت و از مرتبهی دنائت و از مرتبهی تنزل آمده خودش را بالا کشانده است، این حالت را نسبت به مخالف خود در دلش ایجاد کرده است اگر شما بیایید کار دوست را حمل به صحت بکنید کاری نکردید چون محبت میآید خودش توجیه میکند خودش توجیه میسازد؛ خب حُبُ الشیئ یعمی و یُصم1 وقتی شما کسی را دوست داشته باشید دیگر معایب او در نظر شما جلوه نمیکند معایب او کمرنگ میشود کمرنگ میشود.
- حدیث پیامبر اکرم صلّی الله علیه و آله که مسعودی در مروج الذهب، ج ٢، ص ٣٠٢ به این لفظ روایت کرده است: حُبُّكَ الشَّيءَ يُعْمِي و يُصِمُّ. به نقل از تعلیقه امام شناسی

