وظیفه سالک تسلیم بودن در برابر اراده و مشیّت الهی
8بروید بخوانید تراجم بزرگان و تذکرهها را بخوانید همه را بخوانید میبینید همین بوده است قضیه. مطلب برای همه یکسان است یا اینکه حتی بعضیها بالاترش [را] هم دارد، دیگر خدا از باب محبت و لطفی که دارد یک خورده چاشنیاش را هم اضافه میکند یک خورده روغن داغش را هم اضافه میکند، پیاز داغ و یک خورده همچین بله، پذیرایی بهتر و اختصاصی، پذیرایی اختصاصی هم خدا دارد بله.
حالا امام سجاد علیهالسّلام میفرماید که من بهخاطر صدق وعدهای که تو دادی آمدم ولی از آن طرف میتوانی هم به وعدهات عمل نکنی چرا؟ چون صاحب اختیار تویی و مولا در ملکش مختار است. برو یک کیلو انگور بخر بیاور همین که میخواهد برود نه نخر، برو به جایش یک کیلو سیب بخر بیاور، یا مولا تو به من گفتی انگور بخر گفتم که گفتم الآن میگویم برو سیب بخر تو وظیفهات این است که اطاعت کنی یا اینکه بیایی برای من تکلیف تعیین کنی؟ آن را بهت گفتم حالا میگویم نکن این کار را انجام بده پس مولا در ملک خودش اختیار دارد و آزاد است.
اما این مولایی که ما داریم این مولا با بقیهی موالی تفاوت دارد تفاوتش این است که زور دارد و راست میگوید قدرت دارد و راست میگوید فعّال ما یشاء است و معرفت دارد هر کاری از دستش برمیآید و لطف دارد این مهم است اگر انسان در ناراحتی قرار بگیرد و استیصال دستش را آن موقع ببرد بالا، این مهم نیست این مهم نیست.
عمرو بن عبدوَد وقتی که توسط ضربت امیرالمؤمنین علیهالسّلام به زمین افتاد وقتی که رفتند و آن جنگ تمام شد و خواهر عمرو بن عبدود آمد بالای سر برادرش، نگاه کرد دید انگشتر قیمتی فوق العاده گرانی که دست برادرش هست این همینطوری در انگشتش است و حضرت این را در نیاورده است گفت من بر تو گریه نمیکنم تو را یک مرد کریم به قتل رسانده است.1 و مقصودش از کشتن تو رسیدن به این انگشتر و رسیدن به مال و مقام نبوده است اگر این میخواست تو را چیز کند انگشتر را در میآورد این انگشتر قیمتش کم نیست، خیلی قیمتی بود انگشتری که دست عمرو بن عبدود بود یک تُحفهای میگویند بود که پیدا نمیشد در جزیرة العرب2 حالا کجا رفته است چه جوری این را به دست آورده است؟ چون علی کل حال از این مسائل هم بوده است دیگر، مردی بود اول پهلوان جزیرة العرب بود شاید در بعضی از این جنگها مثلًا فرض کنید که هدیهای که برای کسی کاری انجام داده است او برداشته است این را بهش داده است برای شخصی جنگی کرده است برای قبیلهای کرده است یا بر یک شخص خیلی بزرگی، چیزی، خلاصه هجوم کرده است که ... آمد گفت این شخصی که این را به قتل رسانده است این آدم کریمی بوده است این نیامده است این انگشتر را از دست این در بیاورد.
- الفصول المختارة، ص: ٢٩٣.
فقط كفو كريم دارد ولى مطلب ديگر كه همان انگشتر درنياوردن است را در اينجا ندارد. گروه مصدر؟؟؟ - مصدر؟؟؟
- الفصول المختارة، ص: ٢٩٣.

