وظیفه سالک تسلیم بودن در برابر اراده و مشیّت الهی
6خب اگر قرار بر این است که بیایید و بگویید در کف شیر نر خونخواره .... برای همه بگویید ولی برای همه نمیگویید پس معلوم است این برگشتش به خود و خواست خود و محوریت خود و خود دیدن و غیر را ندیدن و خود را قطب و رحای برای تمام جریاناتی که در عالم وجود اتفاق میافتد خود را اینطور پنداشتن است و این هم درست نیست یک قدری انسان باید انصاف داشته باشد نه آقا جان! نه خدا شیر نر خونخواره است و نه ما در اینجا و در این دنیا عددی هستیم که بخواهیم حساب و کتاب خدا را بر مدار فکر خود رقم بزنیم خدا وقتی خوب است که بیاید با ما سر آشتی ....! نه آقا جان اگر آمدیم خودمان را جدی میگویم این مسئله جدی است اگر آمدیم خودمان را با شرائط و نظام عالم وجود و عالم تشریع و تکلیف منطبق کردیم زهی سعادت و زهی خوشبختی و فلاح و رستگاری و الّا عالم تکوین راه خودش را طی میکند و به راه خودش ادامه میدهد و به من و سرکار توجهی ندارد کار خودش را میکند میرود ما اینجا باختیم و داد و بیداد هم فایدهای ندارد هیچ فایدهای ندارد آمدند برای ما بیان کردند، گفتند، آقا بنشیند در خانه دعا کنید رزق پیدا کنید رزق پیدا نمیکنید بلند شو برو کار کن. دَمِ دیوار شکسته و منحنی بنشینی و دعا کنی دیوار به سَرت نیاید نخیر دیوار میآید توی مغزت نه آقاجان اینجوری نیست.
بله بعضی از مسائل در اختیار انسان نیست، درست است. نسبت به همهی مسائل انسان مختار نیست اما نسبت به آنهایی که مختار هست چه؟ آنچه را که خدا میگوید این کار را برو انجام بده نشستی میاندازی گردن خدا، خدا برای ما خواسته است نه هیچ هم خدا نخواسته است خودت خواستی خودت خواستی و خودت کردی و خدا هم پدرت را درمیآورد چرا؟ چون خدا راه را بهت نشان داد نرفتی گفت این کار را بکن نکردی و این مسئله برای همه هست ناراحتی برای همه هست خوشی برای همه هست.

