وظیفه سالک تسلیم بودن در برابر اراده و مشیّت الهی
5بنوش باده که قَسّام صُنع قسمت کرد *** در آفرینش از انواع نوش دارو، نیش 1 در آفرینش هم نوش را برای انسان آورد و نوش دارو را و هم نیش را، هر دود در آن هست امروز یک جور فردا یک جور امروز یک قسم، فردا یک قسم، همه قسم اینجا وجود دارد، بالا و پائین و هر کدام اینها رو حساب است حساب دقیق، حساب دقیق، هر کدام اینها. آن کسی که میآید و میگوید:
در کف شیر نر خونخوارهای *** غیر تسلیم و رضا کو چارهای چرا قتی که آن خیابان بعدی، آن خیابان بعدیش، همسایهی یکی از آنها فوت میکند چرا این حرف را نمیزند؟ چرا به سر خودش میآید میگوید؟ اگر راست میگویی همه جا بگو یعنی هم در قم در آن کوچهای که هستی هر که میمیرد بیا بگو در کف شیر نر خونخوارهای! اعلامیه بزن، هم کوچهی بعدی، هم آن خیابان بعدی، هم آن خیابان آخر شهر، هم در طهران هم در همدان، هم در مشهد، همه جا، هم در عراق، هم در هند، هم در آن طرف دنیا، در همهی کشورها، هان؟ فرقی که نمیکند خون شما که قرمزتر نیست شما انسانید بقیه هم انسانند تفاوتی نمیکند در حالی که این حکم را به خدا در زمانی نسبت میدهی که این مصیبت به سر خودت بیاید، همسایهات اگر بمیرد هیچ طوریت نمیشود خوشحال هم تازه میشوید اگر با همدیگر حساب و کتابی هم دارید خوشحال هم تازه میشوید.
وقتی مرحوم آقا از دنیا رفته بودند، کاملًا مشخص بود عدهای از افرادی که میآمدند برای مجلس ترحیم ایشان، در دلشان قند آب میکردند ما میفهمیدیم این را، مینشستند فاتحه میخواندند لا اله الا اللَه، معلوم بود قند در دلش دارد آب میکند یک آقای طهرانی که مدافع عرفان و مکتب الهی و مخالف با مرام آنهاست و تنها دایره و قطب و محطّ به حال افراد از این طرف و آن طرف، الحمدلله که از روی زمین وجودش برداشته شد. این را که خدمتتان عرض میکنم به لفظ هم شنیده شده است که در مجالسشان میگفتند! در یک مجلسی اسم نمیبرم که چه مجلسی بود یک نفر گفته بود الحمدلله دو نفر که یکی خیلی مهمتر هست آن نفر دیگر الآن موجود است منتهی خب الآن هم حیات دارد خدا هم حفظش کند ولی آن مهم الحمدلله از این مشهد رفت! در حالی که خود آنها آمده بودند مجلس ترحیم! خودشان. هان اینطوری است دیگر؟ اینها ابناء دنیا هستند آقا!
- ديوان حافظ، طبع پژمان، غزل ٥٨٦.

